چرا توقف کنم ، چرا ؟
پرندهها به جستجوی جانب آبی رفتهاند
افق عمودی است
افق عمودی است و حرکت فواره وار
و در حدود بینش
سیارههای نورانی میچرخند
زمین در ارتفاع به تکرار میرسد
و چاههای هوایی
به نقبهای رابطه تبدیل میشوند
و روز وسعتی است
که در مُخیلهٔ تنگ کرم روزنامه نمیگنجد.
چرا توقفکنم؟
راه از میان مویرگهای حیات میگذرد
کیفیت محیط کشتی زهدان ماه
سلولهای فاسد را خواهد کشت
و در فضای شیمیایی بعد از طلوع
تنها صداست
صدا که جذب ذرههای زمان خواهد شد.
چرا توقف کنم؟
چه میتواند باشد مرداب
چه میتواند باشد
جز جای تخم ریزی حشرات فساد.
افکار سردخانه را جنازههای باد کرده
رقم میزنند.
نامرد ، در سیاهی
فقدان مردیش را پنهان کرده است.
و سوسک ... آه
وقتی که سوسک سخن میگوید.
چرا توقف کنم؟
همکاری حروف سربی بیهوده است.
همکاری حروف سربی
اندیشهٔ حقیر را نجات نخواهد داد.
من از سُلالهٔ درختانم
تنفس هوای مانده ملولم میکند.
پرندهای که مرده بود به من پند داد
که پرواز را به خاطر بسپارم...
«فروغ فرخزاد»
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing