ادامه ازقبل پس ترکیب یک شغل که همیشه فشار کاری بالایی داشته و تحولات اخیر، عامل اصلی نارضایتی مدیران نسبت به شغلشان است.در رابطه با کاهش بیش ازچیزی نظر شما را جلب کرد؟ این اتفاق خیلی نادر است. ما هنگام رصد کردن میزان مشارکت شغلی کل کارکنان جهان، هرگز شاهد چنین کاهشی نبودهایم. کاهش کمتر از این برای کل جمعیت هم فقط دو بار اتفاق افتاده، امسال و سال ۲۰۲۰.میزان مشارکت مدیران جوان ۵ درصد کاهش یافته. آیا حضور کمتر آنها در محل کار نسبت به نسلهای قبلی در این مساله نقش دارد؟ در سطح جهان، تنها ۳۷ درصد مدیران جوان آموزش دیدهاند، درحالیکه این عدد برای کل مدیران ۴۴درصد است. آنها همچنین به دلیل گسترش کار ترکیبی و نیاز به پیگیری وضعیت کارکنان، از کارفرما فاصله گرفته و آموزشهای معمول را دریافت نمیکنند (در گذشته، مدیران و کارکنان همگی در محل کار حضور داشتند. به همین علت، مدیران به راحتی و به طور مستمر از کارفرما آموزش دریافت میکردند. از سوی دیگر، به دلیل حضور همه کارکنان در محل کار، نظارت مدیران بر تیمشان آسان بود) ●مشارکت مدیران زن ۷ درصد کاهش یافته. علت چیست؟به طور میانگین در سطح جهان، زنان بخش بیشتری از مسوولیتهای مراقبتی را بر عهده دارند. همانطور که میدانید بسیاری از شرکتها که در بحبوحه کرونا کارکنان خود را اجبارا به دورکاری فرستاده بودند پس از مدتی و به دنبال فروکش کردن بحران، از کارکنان خواستند که دوباره در محل کار حضور یابند. برخی شرکتها اعلام کردند که حضور کارکنان از یک تاریخی به بعد، الزامی است و هر کس با این رویه مشکل دارد، میتواند استعفا دهد.اجباری شدن حضور در محل کار، آن هم پس از نزدیک به دو سال دورکاری که زیر زبان خیلیها مزه کرده بود سخت بود؛ به ویژه برای زنان. فشار برای بازگشت به محل کار و دور شدن از شرایط کاری انعطافپذیر میتواند یکی از دلایل کاهش مشارکت و انگیزه مدیران زن باشد. آنها همچنین بیشتر از آموزشهای معمول محروم شدهاند. تحولات سالهای اخیر احتمالا فرصتهای پیشرفت و حمایت شغلی و تبدیل شدن آنها به مدیرانی بهتر را محدود کرده است ●شرکتها در زمینه آموزش مدیران، چه اشتباهی میکنند؟آموزشهایی که ارائه میدهند احتمالا بیشتر از نوع اداری است، مثل ثبت ساعات کاری و مدیریت عملکرد. مدیران بارها گفتهاند که نسبت به گذشته، فرصتهای پیشرفت و آموزشی کمتری داشتهاند. طبق مطالعه ما، تنها ۴۴ درصد مدیران تا به حال آموزش مدیریتی دیدهاند. یعنی نیمی از آنها با وجود تمام تحولاتی که در پیرامونشان در حال رخ دادن است،حتی هیچ آموزش رسمیای دریافت نکردهاند. گر میخواهید مشارکت مدیران را بهبود دهید، آموزش آنها باید روی کمک به آنها برای شکلگیری یک سری عادتها متمرکز باشد؛ از جمله حفظ ارتباط منظم با کارکنانی که مدیریت میکنند و پرسیدن سوالاتی از کارکنان، مثل:با چه چالشهایی درکارتان مواجه هستید؟ ●ما ۱۷ مطالعه از این نوع آموزشها را در دوران پاندمی و پس از آن، با نزدیک به ۱۵ هزار شرکتکننده انجام دادیم و دریافتیم مدیرانی که چنین آموزشی دیدهاند بین ۱۰ تا ۲۲ درصد در کارشان با انگیزهتر بوده و مشارکت بیشتری داشتهاند ●چرا این عادتها باعث افزایش مشارکت مدیران میشود؟ ارتباط منظم با کارکنان به مدیران کمک میکند قبل از بروز مشکلات، آنها را شناسایی کنند، هر لحظه در جریان کارها در خط مقدم باشند و بابت عملکرد خوب از کارکنان قدردانی کنند. این باعث میشود کارشان شفافتر و الهامبخشتر شود. ●گالوپ قبلا در تحقیقات دریافته بود که شرکتها اغلب در انتخاب کاندیداهای مدیریتی دارای استعدادهای مناسب، شکست میخورند. آیا این مشکل هنوز هم وجود دارد؟وقتی ازمدیران میپرسیم چطور به این جایگاه رسیدهاند،معمولا این دو دلیل را میآورند: «بهعنوان یک کارمند، عملکرد بسیار خوبی داشتم» یا «به قدر کافی در سازمان بودم تا بالاخره ارتقا گرفتم.» این دو در ظاهر به نظر منصفانه میآیند، اما معیارهای مناسبی برای سنجش توانایی شخص در مدیریت موثر افراد نیستند فرض کنید یک کارمند فروش، کارش را خیلی خوب بلد است و ارتقا پیدا میکند. وقتی وارد نقش مدیریتی میشود، ممکن است دلسرد شود چون مدیریت افراد با چیزی که تا به حال انجام میداده کاملا متفاوت است. اگر شرکتها برای انتخاب مدیران، به دنبال این مهارت نباشند، بعدها با مشکلاتی مواجه میشوند که امروز شاهد هستیم ●اصلا چرا باید کسی نگران باشد که مدیران دلسرد شدهاند؟ وقتی مدیران، مشارکت و انگیزه دارند، تیمهایی که مدیریت میکنند نیز انگیزه خواهند گرفت. و تیمهای با انگیزه، عملکرد بسیار بالاتری دارند و بهرهوریشان افزایش مییابد.