داستان دزد داناچندی پیش یک نفر تو حرم دستگیر کردن، درحالی که یک تکه خرما گذاشته بود نوک یک چوب بلند و با این وسیله از داخل ضریح اسکناس بیرون میکشید.
بهش گفتن: داری چکار میکنی؟ گفت: داشتم خرما دهن آقا میکردم!!
گفتن تو داشتی پول های آقا رو میدزدیدی وگرنه مُرده که خرما نمیخوره!!
دزد گفت: مُرده ای که خرما نمیتونه بخوره، پول روچطوری میخواد خرج کنه؟!!
#نکبت_تازی_پرستی
➖➖➖JOIN US
👉 @PN_KFP /
Instagram /
Twitter/
Threads/
YouTube