ملامناف: آخه صبحی تو گاری میگفتن دیگه هیچ خبری نیست. بزرگترهارو گردن زدن و دیگرون رفتن توبه کردن و بخشوده شدن
فدایی: این عادتشونه، باید هم اینجوری بگن که همه چی تموم شده، همه جا امن و امانه و هیچ خبری نیس... بایدم بگن... اما... (فدایی، تفنگش را نشان میدهد)
«غلامحسین ساعدی»
پنج نمایشنامه از انقلابمشروطیت
@designmanufacturing