✍ امیر طاهری
📌با این واژگان نمیتوان در پی دوستیابی رفت.
🔹یکی از نویسندگان محبوب خامنهای اروپاییان را نسلی فاسد و منحط و جیرهخوار استکبار معرفی میکند. یک نماینده مجلس شورای اسلامی عربها را از «مجازات سخت» میترساند. یک رئیسجمهوری پیشین همسایگان عرب ایران را «تعدادی پمپ بنزین» معرفی میکرد.
🔹مقایسه گفتمان سیاسی و دیپلماتیک جمهوری اسلامی با گفتمانی که در دوران پیش از سال ۱۳۵۷ معرف ایران بود میتواند آموزنده باشد.
🔹سیاست فرابردی محمدرضا شاه تبدیل ایران به کشوری بدون دشمن بود. در این راه، او نخست به نزدیکترین و نیرومندترین دشمن توجه کرد: اتحاد جماهیر شوروی. طی ۱۰ سال، دشمن دیرین ایران تبدیل شد به یک شریک و همسایه که اگر دوست نبود، دشمن هم به شمار نمیآمد. در آن دوره، همه رهبران شوروی به تهران سفر کردند. رئیسجمهوری شوروی، نیکولای پادگورنی، در جشنهای ۲۵۰۰ ساله شرکت کرد، در حالی که روسای جمهوری آمریکا و فرانسه و ملکه انگلستان بایکوت را ترجیح دادند.
🔹دومین دشمن، جمهوری خلق چین بود که تعدادی از جوانان ایرانی را برای جنگهای چریکی تعلیم میداد، از شورشیان ظفار حمایت میکرد و یک رادیو به زبان فارسی برای تبلیغ علیه ایران به راه انداخته بود. شاه، در عوض، تصمیم گرفت که جمهوری خلق را به رسمیت بشناسد و پس از آن، با میانجیگری بین پکن و واشنگتن، راه را برای شناسایی چین از سوی آمریکا هموار کرد.
🔹در نخستین کنفرانس سران اسلامی که در رباط برگزار شد، شاه با یک دشمن دیگر روبرو شد: مصر که سالها علیه ایران تبلیغ کرده بود و چند گروه تجزیهطلب عرب را اداره میکرد. در آن اجلاس، محمد انور سادات، معاون رئیسجمهوری مصر، در سخنرانیاش به ایران حمله کرد و گفت: «ما برای گدایی به اینجا نیامدهایم.» سپس، این بیت سعدی را به فارسی خواند: «هر که نان از عمل خویش خورد، منت از حاتم طایی نبرد.»
🔹محمدرضا شاه بهجای آنکه تحریک شود و جواب های را با هوی بدهد، تاریخ مصر و مقاومت مردم مصر را ستود و گفت: «خوشوقتم که عالیجناب سادات از شاعر بزرگ ما نقل کرده است. من نیز از سعدی نقل میکنم: شکرانه بازوی توانا، بگرفتن دست ناتوان است.»
🔹در آن جلسه، شاه بهجای دشمنتراشی از طریق فحاشی و برچسبزنی مبتذل، که شیوه مقام های جمهوری اسلامی است، دوستیابی را برگزید. سادات و از طریق او مصر در نقش نزدیکترین دوستان ایران قرار گرفتند.
🔹سومین دشمن، نظام بعثی عراق بود. در آنجا نیز محمدرضا شاه در کنفرانس سران اوپک در الجزیره، با صدام حسین ملاقات کرد. برحسب تصادف، هواپیمای شاه و صدام تقریبا همزمان به الجزیره رسیدند.هواری بومدین، رئیسجمهوری الجزایر، دستور داد ترتیبی داده شود که هواپیمای صدام پیش از هواپیمای شاه فرود آید تا شاه مجبور نشود در فرودگاه منتظر بماند. این کار انجام شد اما شاه به محض رسیدن به تالار تشریفات، به سوی صدام رفت و دوستانه با او دست داد. پس از آن، چند ماه مذاکرات جدی و حرفهای، بدون فحاشی و الدورم بولدورم توخالی، به عادی شدن مناسبات منجر شد و ایران حق خود را در شط العرب بهطور کامل پس گرفت.
🔹دشمن بعدی، سرهنگ معمر قذافی، رهبر لیبی، بود. در کنفرانس اسلامی لاهور، او نطق شدیدی علیه ایران ایراد کرد و بهطور تلویحی مدعی شد که ایرانیان هرگز واقعا مسلمان نشدند. همه انتظار داشتند که رئیس هیئت نمایندگی ایران، وزیر خارجه وقت، عباسعلی خلعتبری، با همان لحن به فحاشیهای قذافی پاسخ دهد. اما خلعتبری در سخنانش، از ضرورت بهرهگیری از «فرهنگ اسلامی مشترک» برای همکاری و نه برای جدال و جدایی سخن گفت. در بعدازظهر همان روز، قذافی پیشنهاد کرد که ایران و لیبی کمیته مشترکی برای برقراری رابطه تشکیل دهند. پیام او از طریق حافظ اسد، رئیسجمهوری سوریه، به خلعتبری داده شد.
🔹در دوران محمدرضا شاه، سیاست دوستیابی ایران بسیاری از دشمنان کوچک و بزرگ دیگر را نیز در مسیر دوستی، یا دستکم بیطرفی قرار داد. یاسر عرفات، رهبر فتح، و موشه رایان، رئیس ستاد.اسرائیل، هر دو از سفرکنندگان به تهران بودند. میانجیگری شاه از جنگ بین افغانستان و پاکستان جلوگیری کرد. دیپلماتهای ایرانی بیش از ۲۰ پست مهم سازمان ملل از جمله ریاست کمیسیون خلع سلاح را در اختیار داشتند. (امروز: هیچ پستی!) پیام شاه به مجیب الرحمن، پدر استقلال بنگلادش، از کشتار پاکستانیهای باقیمانده در بنگال جلوگیری کرد.
🔹یمن جنوبی، که سالها پایگاهی ضد ایران بودــ از جمله برای تعلیم چریکهای ایرانی مخالف شاهــ چرخش به سوی دوستی با ایران را آغاز کرد. در نخستین دیدارم با علی ناصر محمد، نخستوزیر رژیم کمونیستی عدن، او صادقانه پذیرفت که «ما در مورد ایران اشتباه کرده بودیم».
@PN_KFP