📰«دیو چو بیرون رود...»📰

#ریشه_های_فرهنگی_انقلاب_ایران

🔖بی‌تردید انقلاب ۵۷ مهم‌ترین رخداد تاریخ عصر جدید ایران است و شگفتا که دریافت‌ها و نظریه‌ها دربارۀ آن بسیار نارسا و ضعیف است. این نارسایی و فهم غلط دربارۀ انقلاب فقط مشکل عموم مردم نیست؛ اهل نظر نیز عموماً دریافت‌های ناقص و نارسایی دربارۀ انقلاب به دست می‌دهند. در اینجا قصد ندارم فهم عوام و خواص دربارۀ انقلاب را «آسیب‌شناسی» کنم، بلکه می‌خواهم به یکی از نکات اساسی برای فهم انقلاب بپردازم که اغلب یا آن را مطلقاً نادیده می‌گیرند یا آن را بسیار تقلیل می‌دهند یا در حواشی و به منزلۀ امری غیراساسی به آن اشاره می‌کنند. اصل سخن بنده این است که انقلاب ۵۷ انقلابی کاملاً «پیشوامحور» بود (اگر بخواهم به تعابیر سیاسی بیان کنم). انقلاب ایران بیش از هر انقلابی در تاریخ، مدیون و متکی به رهبرش بود و اصلاً نمی‌توان آن را بدون رهبر آن تصور کرد. از این رو هر نظریه‌ای که بخواهد انقلاب ایران را تبیین کند، پیش از هر چیز باید بر «نقش رهبر» آن تمرکز کند و حول کارکرد رهبر انقلاب شکل گیرد و هر تبیینی بدون این شالوده نارساست.

همۀ آن چیزهایی که همۀ رهبران دیگر با ضرب و زور و با هزار ابزار سیاسی و تبلیغاتی به دست می‌آوردند، رهبر انقلاب ایران به سادگی و از منبعی که درک آن برای نظاره‌گران نامفهوم بود، در اختیار داشت. همه شیفتگی عجیب مردم را نسبت به او می‌دیدند، اما دلیل آن را درک نمی‌کردند. برای فهم انقلاب و تبیین نظریه‌ای رسا و معقول از انقلاب «در وهلۀ نخست» باید به سراغ همین مسئله رفت؛ و نه نظریه‌های اقتصادی و سیاسی! جانمایۀ انقلاب ایران «حب خمینی» بود (و نه حتی «بغض علیه شاه»). پیشتر در نوشته‌هایی دیگر تأکید کرده‌ام که دو جریان مارکسیست و جمهوری‌خواه بدون رهبری آیت‌الله خمینی هیچ‌گاه نمی‌توانست انقلاب کند؛ نه پشتوانۀ مردمی داشت و نه اصلاً دسترسی به توده داشت. انقلاب ایران انقلابی توده‌ای بود و عنان توده‌ها دست امامشان بود.

در کتاب «اسلام‌گرایی: سومین جنبش مقاومت رادیکال»، اثر ارنست نولته که همین روزها با ترجمۀ بنده منتشر می‌شود، نولته پس از نیم‌قرن ایدئولوژی‌پژوهی، در واکاوی انقلاب ایران به نکتۀ بسیار مهمی اشاره می‌کند که معمولاً مورد توجه نظریه‌پردازان و تاریخ‌نگاران نیست. او صحنه‌ای را توصیف می‌کند که آیت‌الله خمینی درگذشته و عده‌ای از رزمندگان جنگ بر ضریح او حاضر شده‌اند و از عمق جان می‌گریند که چرا آن‌ها زنده‌اند و امامشان درگذشته است! آن‌ها از زنده بودنشان شرمسارند! و بعد می‌پرسد، در کجای تاریخ، در کجای غرب این نوع سرسپردگی وجود داشت؟ کلید فهم انقلاب ایران همین‌جاست و نظریه باید حول این سرسپردگی تبیین شود؛ و نه حول، رفتار شاه، میزان فروش نفت، فراز و فرود اقتصادی، نرخ تورم و رشد جمعیت شهری. همۀ این موارد در لایه‌های نظری بعدی مهمند، اما تأثیری در این سرسپردگی ندارند.

پس نظریۀ انقلاب ایران باید شرح دهد این سرسپردگی، این جان‌نثاری برای رهبر و فنای خویش در برابر «امام» (که واژه‌ای کلیدی است)، از کجا آمده و وقتی وارد این تبیین می‌شویم، از نظریۀ سیاسی و نظریۀ اقتصادی و حتی تا حد زیادی از نظریه‌های جامعه‌شناختی فاصله می‌گیریم و قضیه کاملاً «فرهنگی» می‌شود. در واقع دلایل «حب خمینی» را باید در «فرهنگ» جستجو کرد (نه در انقلاب سفید و رفتار ساواک). اگر بخواهم پاسخی کوتاه به صورت‌مسئله‌ای که طرح کردم بدهم، در یک کلام می‌توان گفت:

📍«انقلاب اسلامی ایران فقط در ایران شیعی که در عین حال سنت عرفانی ریشه‌داری نیز داشت، می‌توانست رخ دهد.»

در هیچ کشور اسلامی سنی‌مذهبی چنین انقلاب امام‌محوری نمی‌توانست رخ دهد (در غرب که محال بود). «حب امام» به عنوان مؤثرترین عنصر انقلاب ریشه در انگاره‌های شیعی هزارساله داشت؛ ریشه در دوگانۀ ازلی‌ـ‌ابدیِ حسین‌ـ‌یزید که اهل سنت از آن سر درنمی‌آورند و از همه مهم‌تر ریشه در منجی‌باور شیعی داشت که زنده‌ترین نوع منجی‌باوری در همۀ آیین‌هاست.

نولته در کتاب «اسلام‌گرایی» بیان می‌کند؛ می‌گوید روزی که آیت‌الله خمینی به ایران بازگشت، حس و حال مردم عین این بود که امام غائب بازگشته است. اینجاست که نظریه‌های اقتصادی رنگ می‌بازد و حتی معلوم می‌شود مسئله چندان نفرت از شاه یا عملکرد او نبود؛ بلکه «حبی» بود که ریشه‌هایی هزارساله داشت و اکنون «محبوب» خود را در وجود یک نفر یافته بود.

🔻بخش بزرگی از بیزاری از شاه به این دلیل بود که در این رابطۀ «عاشق و معشوقی»، «مرید و مرادی»، «امام و مأمومی» اختلال ایجاد می‌کرد.

حال وقتی سنت عرفانی هزارسالۀ ایرانی را هم که در ادبیات غنی ایرانی مکتوب است، کنار این سنت شیعی می‌گذاریم، درک بهتری از نیروی عظیم این «حب» به دست می‌آوریم.

اگر در پی نظریه‌ای برای درک انقلابیم، شالوده را باید بر این «نظریۀ فرهنگی» بگذاریم.
✍🏼مهدی تدینی
@cafe_andishe95

Comments

Be the first to add a comment