«آموزشِ بدون مدرسه»
شاید بهترین راه آموزش باشد
_______سِرکِن رابینسون در گفت و گو با تایم :
یک #مدرسه خوب، فارغ از اینکه دولتی، خصوصی، یا پیمانی باشد، باید برنامه آموزشی گستردهای را ارائه دهد که زبان و ادبیات، ریاضیات، علوم، هنر، علوم انسانی، پرورش جسمانی و مهارتهای زندگی از جمله بینش مالی و علوم تغذیه را دربر بگیرد.
او والدین را تشویق میکند که در صورت فقدان چنین گسترهای، به جای تحمیل یک نظامِ آموزشی ناکارآمد به بچهها، با همکاری معلمان و مدیران موسسه آموزشی فرزندشان به رفع این نواقص در خارج از محیط مدرسه اهتمام ورزند، یا به کلی روش آموزشی نوینی را در پیش بگیرند
طبق آمار وزارت آموزش آمریکا، در سال ۲۰۱۲، حدود ۱.۸ میلیون کودک آمریکایی در خانه آموزش میدیدند، این تعداد در مقایسه با سال ۱۹۹۹، که اولینبار چنین گزارشی تهیه شد، بیش از دوبرابر شده است.
رابینسون پیشبینی میکند که محبوبیت این روش در کنار روشهایی مانند «آموزشِ بدون مدرسه»، همچنان افزایش خواهد یافت.
روش بدون مدرسه، نوعی روش آموزش بیساختار است که علایق کودک را مبنا قرار میدهد.
به اعتقاد رابینسون، اگر کودک شما مدرسه را دوست ندارد، دیگر به خلاقبودن علاقهای نشان نمیدهد، یا هیچوقت خوشحال و هیجانزده از مدرسه برنمیگردد، همه این نشانهها ممکن است حاکی از این باشد که روشهای دیگر آموزشی احتمالاً برای او مناسبترند
او به دختر خودش اجازه داد در ۱۶ سالگی دبیرستان را رها کرده و برنامه تحصیلی مخصوص خودش را در پیش بگیرد و به والدین دیگر هم توصیه میکند که آموزش غیرسنتی یا حتی ترک مدرسه را مدنظر قرار دهند،
چهبسا که شاید بهترین راه برای فرزندشان همین باشد. البته باید توجه داشت که از نظر رابینسون، که خودش از مدافعان آموزش عمومی است، چنین راهحلی، مناسب همه نیست.
دختر او، کیت، پس از رها کردن مدرسه، به دنبال علایق خود، در دورههای مختلفی از جمله جواهرسازی و خیاطی شرکت کرد، در کلاسهای روانشناسی کودک در کالج عمومی شهر ثبتنام کرد، در دورههای تکمیلی دانشگاه یوسیالای به تحصیل در آهنگسازی پرداخت و در این صنعت مشغول به کار شد.
خودِ کیت در اینباره میگوید:
زندگیام تازه شروع شد. هرچه میتوانستم جذب کردم. بسیار آموختم. گویی نور زندگی دوباره به من برگشت، و دوباره شادمان شدم. همه چیز از لحظهای که مدرسه را رها کردم شروع شد.
به گفته رابینسون؛ لازم است مطمئن باشید که فرزندانتان اساساً در مدرسه خوشحال هستند. فرزندان ما پیوسته نشانههایی بروز میدهند که بیانگر علایق و شخصیتشان است. مثلاً ممکن است همۀ بچهها با لِگو بازی کنند، ولی آن بچهای که یک سازۀ کامل و پیچیده میسازد، احتمالاً در آینده معمار موفقی میشود. همه بچهها ممکن است نقاشی کنند، ولی آنکه قرار است در آینده کاریکاتوریست شود، احتمالاً تمام حاشیه دفترچههایش پر از طراحیهای پرنکته است.
من خودم در مقطع دکتری تحصیل کردهام. کتاب مینویسم. استاد دانشگاه بودهام. چنین نیست که خارج از این سیستم ایستاده باشم و به آن انتقاد کنم، ولی نظام آموزشی فعلی پاسخگوی نیازهای بسیاری از مردم نیست.
رابینسون که سخنرانیاش با عنوان «آیا مدرسه خلاقیت را نابود میکند؟» با ۵۲ میلیون بازدید همچنان پربازدیدترین ویدئو در تِد است، معتقد است:
تعداد بالای آزمونهای استاندارد در مدارس، اولویتدهی به رشتههای علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات در برابر رشتههای علوم انسانی، حد بالای استرس و نگرانی در میان دانشآموزان، و رویهای که به سمت تکالیف بیشتر و ساعات استراحت کمتر پیش میرود، بسیار مشکل آفرینند.
رابینسون والدین را تشویق میکند به آنچه تاکنون تحصیلات خوب میدانستند، از نو بیاندیشند و روشهای متفاوت یادگیری را برای فرزندانشان به کار بگیرند. همچنین از آنها میخواهد در تغییر نظامِ آموزشیِ فعلی بکوشند، نظامی که به اعتقاد او نتوانسته خود را با نیازهای قرن بیست و یکم تطبیق دهد. اینها همه موضوعات اصلی کتاب جدید اوست که با عنوان
«شما، فرزندتان و مدرسه؛ بهترین مسیر آموزشی را بیابید»
منتشر شده است.
به گفته رابینسون؛
تمام حرف من این است که دیدن و شناختن هویت راستین فرزندانمان بسیار لذتبخشتر از تصور آنچه ما آرزو داریم، است و میدانم رسیدن به این نقطه همیشه آسان نیست، والدین طبعاً بهترینها را برای فرزندشان میخواهند و اغلب تصور میکنند فرزندانشان با پیروی از نظامهای جاری بهترین نتیجهها را خواهند گرفت.
اما
دقت کنید و ببینید چه چیزهایی علاقه فرزندتان را برمیانگیزند، اگر دائماً مجبورید آنها را در مسیری که مشتاقش نیستند، هل بدهید، لازم است تجدید نظر کنید!
سایت صدای معلم
_____کانال مقاله ها
🌺 @eduarticle