برای من،این جهان سیاه و سفید از کودکی در شطرنج ممنوعه پیدا شد و بعد در سیاهیِ چای صندوقی مرغوب آن زمان، وسفیدی قند کنار نعلبکی که کمی از تلخی گیرای چایی کم کند( تلخی که بعدها هر چه بیشتر به آن افزودم و شیرینی که حذف شد) روزگاری از صفات اصلی چایی لبسوز و لبدوز بودن آن بود؛طعم گسی که لبها را به هم میدوخت. طعمی متفاوت با چایی که امروز در خانهها و کافهها و قهوهخانهها کنار دستت میگذارند: آب زیپویی زرد رنگ که صرفا برای رفع تکلیف سرو میکنند و مینوشند. چای و قهوه پررنگ در زندگی من نقش پررنگی بازی میکند و بیداری شبانه و رونق روزانهام را مدیون این نوشیدنی سیاه تلخ هستم که هیچ وقت نه با شکر و نه با قند و نه هیچ عطر و گلاب و علف و رنگ و بویی آلودهاش نکردم. چایی مرغوب که از کشتزارهای سریلانکا و ایالات دارجیلینک هندوستان و کمپانیهای بزرگی مثل برادران اکبر(akbar brothers) تهیه شود تا آتش به جانش نیفتد و جانش را به لب نرساند تنها رنگی است که به روی آب مینشیند. چایی مرغوب را ( به خصوص چایی قلمی و سیاه ) باید در قوری فلزی یا سفالی دم کرد تا گرمای اشباع شده درونش چای را به تفاله تبدیل کند و عصارهاش را بیرون بکشد. چای ریخته شد در استکان سوار بر نعلبکی یا فنجان را نباید زیر آب جوش گذاشت و آن را سبک کرد، حقیقت هر عنصری درغلظت و سنگینی آن است. بعد از انتخاب چای مرغوب نوع و دمای آب مهم است. در بعضی شهرها که آب پر املاح و سنگین است چای ریز و باروتی نیز برای دم کشیدن نیاز به زمان دارد حتی جوش آمدن آب. برای دم کردن چایی آب باید جوش باشد یا به قولی کمی مانده به جوش، وقتی آب به تب و تاب جوش آمدن می افتد. آب گرم و ولرم نابود کننده عطر و طعم چای است. آب جوش باید در ابتدا قوری را گرم کند و تخلیه شود. بعد که چای در قوری ریخته شد نباید قوری را کامل پر کرد بلکه قوری باید سر خالی باشد تا به نفس بیفتد و چای خوب دم بکشد آن هم با شعله کم آن هم در زمانی حداقل پنج دقیقه. چایی که خوب دم کشیده باشد به محض اینکه در قوری را بردارید عطرش بیرون میزند و گاه برگ چای روی آن مینشیند. استکان اول بهترین بخش چایی است. نباید استکان اول را پر و خالی کرد چرا که بهترین را از دست میدهید چای دم کشیده خوب رنگی شرابی دارد اما تلخ است و گس.
بخش اساسی حرف و حیات ما در تصویرهای دم کشیدن چای و تماشای قوری سفالی و قل قل آب جوش گذشته و همچنان می گذرد.