جان پدر کجاستی؟لعنتی را نمیتوان ترجمه کرد..."جان پدر کجاستی؟" فقط مغز یک فارسی زبان رقص این کلمات را تعقیب میکند و بعد میفهمد پدری که بعد از انفجار دانشگاه کابل این را دارد تایپ میکند، این جمله را از کجای جانش بیرون کشیده است.
پیانو هم قشنگ است اما آن زخمی که سنتور به جگر ما میزند را، بلد نیست بزند. لابد آن ادم مثلا اتریشی هم با صدای سنتور چشمش تر نمیشود.
"جان پدر کجاستی" هم اگر ترجمه شود، نمیتواند به آن شهروندی که رییس جمهور بیپدرش اسلحه میفروشد تا در این سر دنیا تروریستها آدمهای دستاربهسر را تکه تکه کنند، بفهماند که پدرهای اینور دنیا هم دل دارند و وقتی جنازهی بچهشان از دانشگاه برمیگردد، مثل شمایی که کت و شلوار میپوشید، دلشان آتش میگیرد و الان دلم میخواهد شانهی همه جرجها و مایکلهای دنیا را بگیرم و تکان بدهم تا حالیشان بشود که محباللهها و محمدها و نسیمها هم بچههایشان را دوست دارند و منتظرشان میمانند تا زنده و تکه تکه نشده از دانشگاه برگردند و اینطور نیست که مثل فیلمهای هالیوودی هر پدری که این سر دنیا زندگی میکند دائم با شلاق و کمربند بچههایش را داغ و درفش کند و اصلا اینطور نیست که لازم باشد اسم یک بچهای به جای مثلا شریفه یا زکی، امیلی یا جرج باشد تا وقتی سر کلاس روی کتابهایش تکه تکه شد، اسمش را بگذارند قربانی تروریسم.
@designmanufacturing