✳️ بدهی‌ رفتاری و تهدید حافظه سازمان

🖊️دکتر علیرضا کوشکی جهرمی

✅ گفت: من مدیرعاملی رو قبول نکردم چون موضوعات مالی خیلی بلد نبودم. برام خیلی جالب شد چون این صحبت رو از خیلی ها شنیده بودم ولی تا حالا از هیچ کسی نشنیدم که چون در مهارت های انسانی و کار کردن با آدم ها ضعیف بودم پیشنهاد مدیر عاملی رو رد کردم! (یه نکته توی پرانتز: موضوعات مالی شرکت را خیلی ساده میشه از طریق دیگران دنبال کرد و فقط کنترل استراتژیک داشت؛ ولی موضوعات انسانی و احساسی ذره ای قابل واگذاری نیست. موضوعات مالی را با آموزش میشود یاد گرفت ولی یادگیری موضوعات انسانی به مراتب دشوارتر و زمانبرتر است.).
● با این مقدمه بریم سراغ اصل داستان بدهی های رفتاری.
تو دنیای حسابداری یک مفهومی وجود داره به اسم "حسابداری تعهدی" (Accrual Accounting). مثال ساده اش اینه که فرض کنین شرکت شما در آذرماه خدماتی ارائه می‌ده ولی مشتری قراره هزینه را توی دی‌ماه پرداخت کنه. بر اساس حسابداری نقدی (Cash Accounting)، تا وقتی پول نرسیده، هیچ درآمدی ثبت نمی‌شه ولی در حسابداری تعهدی (Accrual Accounting) درآمد در همان آذرماه ثبت می‌شه، چون خدمات در آن ماه انجام شده.
بنابراین : در حسابداری، «آکیو» یعنی "ثبت و شناسایی تدریجی هزینه‌ها یا درآمدها" حتی "اگر هنوز پرداخت نشده باشن".

● در دنیای سازمان ها هم، احساسات و واکنش‌ها دقیقاً هینجوری هستن؛ یعنی اگر «بی‌توجهی‌های کوچک» ثبت و ترمیم نشن، مثل بدهی‌های انباشته، بالاخره باعث میشن روزی سیستم فرو بپاشه. به عبارتی، "چیزهای منفی که توی زندگی به مرور انباشته می‌شن اگر به‌موقع شناسایی و مدیریت نشن، تبدیل به بحران می‌شن."

● هر دلخوریِ نگفته، یک هزینه‌ی معوق میشه؛ و هر سکوتِ معنادار تکراری، یک بدهیِ جدید به جا میذاره. اگر مراقب Accrualهای احساسی نباشیم، به صورت ناگهانی اعلام ورشکستگی می‌کنیم نه در دفتر مالی، بلکه اینبار در دفتر احساسات و تعاملات انسانی.

● با اجازتون با چند تا مثال بحث رو دنبال کنیم:

اول: در سطح خانواده
در روابط زناشویی یا کاری، هر بار که احساس ناراحتی، خشم، ناامیدی یا بی‌توجهی اتفاق می‌افته ولی کسی درباره‌اش حرف نمی‌زنه، در واقع داره یک «بدهی عاطفی» ثبت می‌شه. این بدهی‌ها اگر ثبت بشن ولی تسویه نشن، کم‌کم انباشته می‌شن و روزی سیستم رابطه ورشکسته می‌شه. همون‌طور که در حسابداری، «هزینه پرداخت‌نشده» بحران مالی می‌سازه، در رابطه هم «احساس پرداخت‌نشده» بحران عاطفی می‌سازه.

دوم: مثال در سطح سازمان
در سازمان‌ها هم Accrual می‌تونه استعاره‌ای از تعلل در حل مشکلات کوچک باشه. وقتی مدیرها خطاهای کوچک، دلخوری‌های تیم یا ضعف‌های فرآیند رو نادیده می‌گیرن، دارن بدهی‌های فرهنگی و رفتاری بزرگ انباشته می‌کنن.
نتیجه؟ بعد از مدتی، انفجار بی‌اعتمادی یا استعفاهای زنجیره‌ای رو شاهد هستیم.

سوم: در سطح جامعه
در سطح جامعه هم، Accrual یعنی «انباشت تدریجیِ نادیده‌گرفتن‌ها. هر بار که عدالت به تعویق می‌افته، هر بار که صدای گروهی شنیده نمی‌شه، هر بار که وعده‌ای داده می‌شه اما به فراموشی سپرده می‌شه، در واقع جامعه داره «بدهی اجتماعی» انباشته می‌کنه. این بدهی‌ها در عمق احساس مردم ثبت می‌شن و روزی که نشانه‌هاش بیرون می‌زنه، همه با تعجب می‌پرسن: «چطور یه‌دفعه این‌طور شد؟

🔺بحث پایانی
حافظه سازمانی موضوع بسیار قدرتمند و جدیه. حافظه سازمانی خوبی و بدی ها نسبت به کارکنان و مشتریان، موفقیت و شکست ها، ملایمات و سخت گیری ها رو اصلا فراموش نمیکنه. ما با «آکیو» می توانیم هم حافظه سازمانی مثبت بسازیم هم منفی.

● زمانی منفی میشه که «آکیو» به بدهی‌های نادیده‌ی انسانی منجر بشه. بی‌توجهی‌های کوچک، قول‌های عمل‌نشده، رفتارهای غیرشفاف، تصمیم‌های یک‌طرفه، همه‌اش مثل اقساطی هستن که دیر یا زود باید پرداخت بشن.

● سازمان‌هایی که به موقع این بدهی‌ها رو شناسایی و تسویه نمی‌کنن، ممکنه از بیرون موفق به‌نظر برسن، اما از درون پر از خستگی، بی‌اعتمادی و دل‌زدگی هستن و در حافظه سازمان به عنوان نکته منفی باقی میمونن.
در مقابل، مدیرانی که «تفکر تعهدی انسانی» دارن، مثل حسابدارانی هستن که هر تراکنش کوچک رو در لحظه ثبت می‌کنن: احساس‌ها، بازخوردها و نیازهای پنهان تیمشون رو می‌بینن، می‌شنون و به موقع پاسخ می‌دن و حافظه مثبت سازمانی رو رقم میزنن.

● میخوام خواهش کنم در انتها در مورد این جمله فکر کنید: "مدیریت واقعی، فقط درباره‌ی پول و پروژه نیست بلکه درباره‌ی احساس، اعتماد و تداوم روابطی است که حافظه مثبت سازمانی را می سازند."
گاهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement

Comments

Be the first to add a comment