🗯 دینداری آگاهانه، یعنی اینکه من حرف مخالفان و منتقدان دین رو شنیده باشم و بعد دین رو انتخاب کرده باشم. دینداری آگاهانه، یعنی من مرحلۀ تردید در مورد خیلی از باورهای دینی رو گذرونده باشم؛ یعنی به خیلی از سؤالات در مورد جهانبینی دینی فکر کرده باشم؛ یعنی برم سراغ آدمهایی که عقیدۀ دینی منو قبول ندارن و ازشون بشنوم که حرف حسابشون چیه. یا حداقلش اینه که اگه یه کتابی رو وا کردم که توش چهارتا حرفی نوشته بود که با عقیدۀ دینی من سازگاری نداشت، سریع کتاب رو نبندم؛ تا آخرش برم، ببینم ادعاهای مخالفا چیه.
🗯 چند وقت پیش یه خبرنگاری میره سمت شمال غربی کشور، تا در مورد مشکلات آموزشی خبری تهیه کنه. تو یکی از گزارشا، یه دختر دبستانی به اسم زهرا، این حرفا رو به زبون ترکی میگه: "آقا، ما معلم نداریم. توی کلاس ما، دانشآموزای دو تا پایه هستن. به خاطر همین نمیتونیم درس بخونیم. کلاس اولمون خوب بود، ولی الان ریاضیمون ضعیف شده. کلاسامون قاطی شده." مجری که از جدیت دختر خوشش میاد، با شوخی میپرسه: "حالا چرا اینقدر عصبانی هستی؟". زهرا جواب میده: "بایدم عصبانی بشم. من باید درس بخونم که بتونم مملکتمو درست کنم". بعدش که مجری از این جواب زهرا تعجب میکنه، زهرا با حالت با نمکی شروع میکنه به خندیدن.
🗯 زهرا دیگه الان بین ما نیست. فوت شد؛ تو سن ده سالگی؛ تو زلزلۀ اخیری که تو آذربایجان شرقی اومد. منطق این جهان چیه؟ یکی که میخواد درس بخونه تا یه کارهای بشه، یه جایی رو درست کنه، باید بره؛ ولی خیلیای دیگه دارن راست راست میگردن و زندگیشونو میکنن. چرا همیشه این بلاها برا آدمای حاشیه باید رخ بده؟ چرا همیشه باید طبقات پایین جامعه این بلایا رو حس کنن؟ چرا همیشه اونایی که تو روستا یا تو عشایر هستن، باید تبعات بلایای طبیعی رو بچشن؟ این اتفاقا، فقط مختص جامعۀ ایران و فقط هم تو این دورۀ زمانی نیست که رخ میده. گویی همیشه همین بوده؛ کمتر یا بیشتر.
🗯 نقش خداوند تو چنین جهانی چیه؟ فقط نظاره میکنه یا دخالتهایی هم داره؟ این جهان عادلانه ست؟ ما تو روایات دینی، شاهد تعداد زیادی معجزه هستیم. معجزههایی که گویی قوانین طبیعت رو میشکونن تا اون اتفاقی که نباید بیفته، نیفته. چه دلیلی وجود داره که الان این معجزات رخ نده؟ اون پدری که جنازۀ بچهشو از زیر آوار درمیاره، مگه برای سلامتی بچهش دعا نکرده بود؟ چرا این دعاها عملی نشد؟ اینا، بخشی از سؤالاتیه که دیندار عصر ما، اگه میخواد دینداری آگاهانهای داشته باشه، باید در موردشون فکر کنه. قطعاً این سؤالا تلخه، سخته، مثل آتیشه، میسوزونه. ولی دیندار آگاه باید به این مسائل فکر کنه. «سوختن در آتش خویشتن را خواهان باش؛ بیخاکستر شدن، کِی نو توانی شد؟».
✅ نقد و نظر:
@Ali_soltanzadeh@philosophycafe