در باورها و اعتقادات جوامع از احتمال رخدادهاي خوشايند و بي مخاطره به قوي سفيد، حوادث قابل پيش بيني و مخاطره آميز نظير بيماري كويد به قوي خاكستري و وقوع حوادث نادر نظير حادثه يازده سپتامبر به قوي سياه ياد مي كنند. شيوع و فراگير شدن شعارهايي نظير" بچه بايد بچگي ش رو بكنه" در جامعه توليد " قوي سياه " مي كند. مَثل: " خشت اول چون نهد معمار كج تا ثريا مي رود ديوار كج"؛ هشداري براي توجه كافي و درست به تعليم و تربيت است. براي مثال مسئوليت گريزي ها در سازمان ها، از طرفي درك نادرست متوليان استراتژي سبب شده ساير واحدها قصور، كم كاري و مسئوليت ناپذيري خود را به استراتژي فرافكني كرده و در سايه ديوار استراتژي ـ قوي سياه خود ساخته ـ خود را تبرئه و مبرا كنند. كمبودهاي ناشي از اين ناكارآمدي ها به شكل كارما به نسل هاي بعدي منتقل شده و زندگي را براي آينده گان پيچيده و دشوار مي كند. ✍ غلامرضا درگی