▪️ فضاهای شهری گمشده؛ پشتبامهای قاجاری
🖋 یاسمن غلامی| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران
شبی از شبهای اسفندماه، در مقابل درگاه یکی از همسایهها، بساط سور و سات عروسی برپا شد؛ از همان بساطهایی که آخر عروسی و بعد از تالار، در مقابل خانۀ پدری داماد برپا میشود و شور و نشاطی به کوچه، بخشی کوچکی از شهر، میدهد. به روی بالکن رفتم تا شاهد ناخواندۀ بساط باشم. به بالا نگاه کردم و ساکن واحد بالایی را هم در بالکنش دیدم؛ دو تا خانه آنطرفتر هم دوسه نفری روی بالکنشان به تماشا ایستاده بودند. سور و سات آنها مراسمی شهری شده بود در مقیاس یک کوچه که تماشاچیهایی در بالکنها یا حتی در پس پنجرۀ خانههای اطراف کوچه داشت. میتوان اینطور تعبیر کرد که آن شب، بالکنها و پنجرهها به دل شهر رفته بودند؛ حتی شاید فضایی شهری شده بودند، بالاخره تماشاچیهای مراسمی شهری را در خود جا داده بودند! وقتی بالکن و پنجره به دل شهر میروند و فضایی شهری میشوند، فضاهای بسیار دیگری هم هستند که ظاهراً فضایی شهری نیستند اما باطناً ممکن است باشند یا گاهی بشوند.
⭕️ ادامۀ مطلب را میتوانید در Instant View یا در وبسایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
https://telegra.ph/yg2-03-10-2http://koubeh.com/yg2@Koubeh