جمله‌ای کلیشه‌ای و جنسیت‌زده و مثلاً طنز در سطح فضای مجازی درباره‌ی زنان وجود دارد که من قبولش ندارم؛ اما آن را به انسان‌ها تعمیم می‌دهم: «ما معمولاً آن آدم خوبِ زندگی‌مان را برای حرف زدن درباره‌ی آن آدم بدی که شیفته‌اش هستیم، می‌خواهیم. خب چرا عاشق و دوست‌دار همان آدمِ خوب نمی‌شویم؟» چرا ما سراغ کسانی می‌رویم که مشخصه‌های آن‌ها برای ما نامناسب است؟ چرا ما انسان‌هایی با ویژگی‌هایی مثبت مانند مهربانی و مهرورزی و راستی و دانایی را رد می‌کنیم؟ شاید عجیب باشد اگر بدانیم که رفتار پدرومادر ما در کودکی باعث می‌شود تا ما انسان‌های درست و خوبی که در آینده پیش روی ما قرار می‌گیرند را از خودمان برانیم! خانواده، و به‌ویژه پدرومادر، الگوهایی از دل‌دادگی و دل‌برانگی را به ما می‌دهند و عملاً گونه‌ها و سوژه‌های عشقی ما را هدایت می‌کنند. ما درون نهاد خانواده، ممکن است الگوهایی ناکارآمد برای خودمان بسازیم و ازاین‌رو انسان‌هایی نامناسب را با سطحی نازل از «خوبی»، و صرفاً به‌دلیل داشتن «حس مشابه» با خودمان، به خود راه می‌دهیم. این حسِ مشابه می‌تواند باعث آزار و رنج ما باشد؛ اما ممکن است به‌دلیل سابقه‌مند بودنش در خانواده و محیط و والدین، ما با فردِ باعثِ این حسِ مشابه، وارد ارتباط عاشقانه بشویم! این اتفاقْ اصلاً خوب نیست، اما متقاعد‌کننده به نظر می‌رسد؛ زیرا آشنا است. هم‌چنین ممکن است ما ویژگی‌های مثبتی که فردِ پیش روی ما دارد، صرف این‌که آن ویژگی مثبت را پیش‌تر در والدین خود هم می‌دیدیم، را کنار بگذاریم؛ درحالی که این فرد، آدم دیگری است و دلیلی ندارد که گمان ببریم او هم آن ویژگی‌های منفی والدین ما را داشته باشد! ما باید بکوشیم تا از این الگوهای تحمیلی و نهادینه‌شده در خودمان بِرَهیم و راه رابطه گرفتن با کسی که پیش روی ما هست را بیاموزیم. باید ببینیم چه چیزی از سوی مراقبانِ اولیه‌مان باعث آزارمان بوده‌است و بکوشیم که جذب همان چیزها نشویم و برای کسانی که دوست‌مان دارند همان مشکلاتی را که احتمالاً خودمان پیش‌تر داشتیم پدید نیاوریم. ممکن است در دیگران ویژگی‌هایی مثبت بیابیم، بدون این‌که آنان ویژگی‌های آزاردهنده‌ی تجربیده‌مان را داشته باشند. در فیلم پایین مثال‌ها و جزئیات بیش‌تری را می‌توانید ببینید و بشنوید.

@REsearchers
‌

Comments

Be the first to add a comment