🗯 من دیدم که توی خیلی از جمعهای مجازی و واقعیِ دوستانه و خانوادگی، افراد چندان از بحث سیاسی استقبال نمیکنن. سیاست فقط در همین حد بهش نگاه میشه که جملهای از یه سمت پرت میشه که "سکه چقدر بالا رفته!" و یه سری هم شروع کنن فحش دادن و "اونا فقط بلدن بخورن و به فکر ما نیستن و ...". همین. بحث به معنای گفتگویی که دو یا چند طرف با هم اندکی اختلاف نظر داشته باشن، شکل نمیگیره. اگه هم شکل بگیره، عموماً هستن کسایی که جمع رو دعوت میکنن به این سمت که بحث سیاسی شکل نگیره. فکر میکنم یکی از عواملی که باعث شده افراد چندان از بحث (به معنای گفتگوی همراه با اختلاف نظر) در مورد سیاست استقبال نمیکنن، تجربههای گذشته و جمعی ماست که در مورد برخی اتفاقات سیاسی با هم بحث کردیم و سر همدیگه رو درد آوردیم و دیدیم فایدهای نداره.
🗯 اما مسئله برای من وقتی جالب میشه که میبینم حتی تو بعضی از جمعهای مجازی و واقعی اهالی اندیشه و علوم انسانی هم عناوینی مثل "بحث سیاسی ممنوع!"، "لطفاً حرف سیاسی نزنیم"، "ما با سیاست کاری نداریم" و توصیههایی از این دست وجود داره. به نظرم تصوری که پشت این توصیهها نهفته، به این شکله که گویی سیاست یه امریه که میشه از اون فاصله گرفت و بهش آغشته نشد. سؤالی که برای من پیش میاد اینه که «آیا اصلاً چنین امری ممکنه که ما از سیاست فاصله بگیریم؟». اصلاً میشه سیاسی نبود؟ به نظرم میاد که خیلی از اوقات افراد تصور میکنن که سیاسی نیستن یا در مورد سیاست بیطرفن و فقط دارن کار و تخصص خودشون رو انجام میدن؛ در حالی اونها دقیقاً تو زمین سیاست دارن بازی میکنن. یه مثال میزنم.
🗯 سال 1973 تو شیلی کودتایی انجام شد که طی اون، ژنرال آگوستو پینوشه، دولت سالوادور آلنده رو سرنگون کرد و دیکتاتوری نظامی در شیلی حاکم شد. آلنده کشته شد و حدود 20 هزار نفر از مخالفین حکومت پینوشه بازداشت و زندانی شدن. نکتۀ جالب این بازداشتها، مَکانیه که برای نگهداری و شکنجۀ این زندانیها انتخاب شد: استادیوم ملی شیلی؛ یه ورزشگاه فوتبال! حدود دو ماه بعد از کودتا، شیلی باید میزبان تیم فوتبال شوروی میبود تا بازی مقدماتی جام جهانی 1974 برگزار بشه. شوروی به خاطر کودتا و اینکه ورزشگاهی که توش باید بازی میکرد، همون "استادیوم مرگ" انتخاب شده، به فیفا اعتراض کرد. فیفا نمایندههایی رو انتخاب کرد و به شیلی فرستاد تا اعتراض شوروی بررسی بشه.
🗯 نمایندههای فیفا به شیلی رفتن. به گفتۀ یکی از زندانیهای استادیوم ملی (به اسم فیلیپو آگوئرو) تنها چیزی که برای نمایندههای فیفا مهم بود، جنس چمن ورزشگاه بود که جنسش خوب بود. پس فیفا اعلام کرد که بازی فوتبال باید برگزار بشه و مشکلی وجود نداره. شوروی از بازی انصراف داد و بازی دو-صفر به نفع شیلی اعلام شد. اما حکومت شیلی تصمیم گرفت که یه بازی نمادین توی اون ورزشگاه برگزار کنه و بازیکنای تیم ملی شیلی 90 دقیقه توی زمین بازی باشن. بازی برگزار شد و حتی یکی از بازیکنهای شیلی به اسم فرانسیسکو والدس، به دروازۀ خالی گل زد.
📢 به نظرم اگه از نمایندههای فیفا بپرسیم که «چرا به کودتا و قتل و شکنجۀ مخالفین پینوشه اعتراض نکردین؟ چرا بازی رو به رسمیت شناختین؟»، اونا پاسخ میدن "ما سیاسی نیستم، ما فقط به فوتبال توجه داریم". اگه از والدس هم بپرسیم که «چرا توی بازیای که حکم تبلیغات برای حکومت پینوشه داشت، گل زدی؟»، پاسخ میده "من سیاسی نیستم، فوتبالمو بازی میکنم".
✅ نقد و نظر:
@Ali_soltanzadeh@philosophycafe