☀️رضازاده شفق؛ سیاستمدار صادق و مشروطه‌خواه☀️بخش4وپایانی

🏛شفق در یک سخنرانی دیگر در همین باب چنین اظهار داشت: «یکی از فجایع مجلس، عملی بود که از آن با عبارت قلمبه فرنگی «اوبسترکسیون» تعبیر می‌شد. در مجالس معروف مقننه جهان حضور اکثریت برای مذاکرات شرط نیست و نماینده می‌تواند نطق خود را ادامه دهد. در مجلس ما اگر یک نفر از دو سوم اعضا غایب می‌شد، مجلس از اکثریت می‌افتاد. پس آقایانی که غالباً [به] آزادیخواه هم معروف بودند، برای مانع شدن جریان کار مذاکرات مجلس پا می‌شدند و از جلسه بیرون می‌رفتند و بدین واسطه مخل‌تراشی می‌کردند و بسا که با این عمل هم مجلس و هم دولت را گرفتار و تعطیل می‌ساختند و این میزان حداکثر خودپرستی و خلاف روح دموکراسی و یک تقلید میمون‌منشانه از وضع کهنه پارلمان فرانسه بود که چون اقلیتی در رأی کامیاب نگردد، به واسطه اخلال، اکثریت را دچار وقفه کند و اصول حاکمیت ملی را که روی اکثریت جریان پیدا می‌کند به زور بر هم زند، یعنی به نام آزادی استبداد راه اندازد. درواقع اقلیت به زبان زور و شرارت می‌گفت با اینکه من اقلیت هستم چون به نظر من اکثریت بد است و من درست و وطن‌پرستم پس من باید به هر طریقی ولو غیرمشروع و خلاف اصول باشد به مراد خود برسم و حکومت کنم. ماشاءالله به این دموکراسی و آزادی!»


رضازاده شفق مشروطه‌خواهی حق‌طلب، ایرانشناسی فاضل و سیاستمداری معتدل و آزادیخواه بود، اما از اینکه بر سر تمامیت ارضی و فرهنگی ایران با دشمنان بی‌پروایی به خرج دهد، ابایی نداشت. همان شفق که در نوشته‌ها و سخنرانی‌های خود نسبت به گستاخی برخی نمایندگان مجلس به یکدیگر هشدار می‌داد و آنان را به اعتدال دعوت می‌کرد، نسبت به اشغالگران و کسانی که درباره ایران و ایرانی با نیاتِ سوء قلم می‌زدند، قاطعانه می‌ایستاد. در گفته‌ها و نوشته‌های خود، نمایندگان مجلس را به میانه‌روی و عدم دخالت در وظایف یکدیگر و وزرای دولت فرا می‌خواند، اما به وقتش و برای نجات مشروطیت، آزادی ایران و اخراج اشغالگران، اسلحه هم به دست گرفته بود. او در دوران حضورش در برلن در دهه بیست میلادی در پاسخی قاطع به یک نویسنده ترک که در جراید استانبول علیه ایران و آذربایجان مهملاتی سر هم کرده بود، پس از برشمردن جنایات ترک‌ها علیه مردم آذربایجان و یادآوری فرهنگ، تبار و روح ایرانی آذربایجان، خطاب به او و یارانش نوشته بود:
«فراموش نکنید مملکتی که امروزه اسم آن را ترکیه گذاشته‌اید، مهمترین اقسامش در ششصد سال گذشته مال دیگران بود… موقعش رسیده جزای اشخاصی را که در زیر نقاب پان‌تورانیزم می‌خواهند آمال پست خود را اجرا نمایند در کنار آنان گذاشت.»

🔰از دید شفق معنی آزادی اجرای قانون، امنیت افراد در برابر تعدی دیگران و حق‌طلبی بود و معنای دموکراسی عبارت بود از حکومت ملی یا حکومتی که در آن ملت هم واضع قانون است و هم تابع قانون. به دلیل همین حق‌طلبی‌اش، عارف که دوست و یارش در ایام جوانی بود در وصفش گفت:

در شفق من به ذات حق قسم است

آنچه دیدم صفات حق دیدم

شفق زادگاهش تبریز را بسیار دوست می‌داشت و به همین خاطر یکی دیگر از دوستانش مسعودی خراسانی در شعری که برای او سرود، چنین گفته است:
ای که تبریز تو را چون جان است

جان هر زنده دل ایران است

شهر تبریز هم از روز نخست

دست لشکرشکن شاهان است

آن بزرگان که ز وی گشته پدید

هر یکی نابغه دوران است

زان میان یک تن دکتر شفق است

که به گیتی یکی از خوبان است

عاقل و فاضل و آزاد و رشید

از وی این چار صفت تابان است

🔘شادروان صادق رضازاده شفق آثار تألیفی و ترجمه‌های فراوان از خود بر جای گذاشت که برخی از آنها از این قرارند: راه رهایی ایران، تاریخ ادبیات ایران (که مکرراً چاپ شده و منبع درسی است)، تاریخ مختصر ایران (ترجمه از اثر پول هرن)، یک روز از زندگانی داریوش (ترجمه از اثر فردیناند یوستی)، فرهنگ شاهنامه، ایران از نظر خاورشناسان، نادرشاه از نظر خاورشناسان، تحقیق در فهم بشر (ترجمه از اثر جان لاک)، تاریخ ادبیات فارسی (ترجمه از اثر هرمان اته)، کوروش کبیر (ترجمه از اثر هارولد لمب)، اسکندر مقدونی (ترجمه از اثر هارولد لمب)، ادیان شرق و غرب (ترجمه از اثر رادا کریشنان)، گزیده اوپه‌نیشادها (از متون باستانی آیین هندو) و چندین کتاب و مقاله دیگر.

پیکر شفق در «بهشت زهرای» تهران آرمیده است. روانش شاد و یادش گرامی.🔚
آرشام محمودی
@cafe_andishe95

Comments

Be the first to add a comment