🎼 تا گل سرخ شدنشعر و دکلمه: ایرج جنتی عطایی
پالایش و تنظیم: شهروز
باغبان، پیرِ گریانِ شبیخون خورده، گفت:
-" بی تو ای غنچه گل سرخ شهید
همه گلهایم، گلِ حسرت شدهاند
و نسیم، بوی بیباوری و تسلیم
بوی تن در دادن دارد
خاک اگر خاک کرامت باشد
دهنِ باغ پر از فریاد است
و درخت، سرخیِ کینۀ گل را میسراید
با خشم
کاش؛ ای کاش باز در باغ، گلِ سرخی بود
باغبان بر سر نعشِ گلِ سرخ نشست
گلِ سرخ، آخرین سرخ گلِ خونآلود
گل شهیدِ نعرۀ باغستان
گل سرخ، تیرباران شدۀ جوخۀ یخ
زیر رگبارِ زمستانیِ شب
خواب آزادی رویش می دید
قلب سبز گل سرخ
با صدایی خونین در شب باغ سرود:
-"از شب زرد زمستان تا سحر
سحر سرخ بهار
فاصله فریاد است
تا گلِ سرخ شدن راهی نیست
می توانی گل سرخی باشی"
باغبان اشکش را با پرِ شالِ چهل تکه زُدود
ایرج جنتی عطایی
سیام بهمن ماه ۱۳۵۳
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing