#ارسالی_مخاطبان

شنیدم توله ای پسمانده ز روزگار عثمانی

نشخواریده شعری از ارس بهر ایرانی

گمان دارمد مغز وخر با هم خورده ای

کز توهم مرز وبوم میهنم را هم برده ای

اهای بانگ فریادم بر سرت ای مردک؛ رجب

جملگی خاکت ز ایران منست هر یک وجب

از باکو و ارمنستان تاقفقاز و ایروان

از بادکوبه وقره باغ با تالش ونحجوان

کز دسیسه و دشمنی ،فترت پست

به جعل نامش اذربایجان گشت

همه یکسر ز مام میهن ایران بباید

دریغا ازسرت یک جو خرد هم این نشاید

به دورت خردمندی نباشد بدینسان عردوغان

زپیش از عرعرت باز گوید پیکار چالدران

بمانند نیاکانت هوای خلافت کرده ای

بی گمان سرانجامت به خفت رفته ای

قمپزی در کرده ای با خیال خامت ترسانده ای

غافلی اما بر دیار توپچیان،ترقه ای در کرده ای

قجری در ترکمانچای وطن به بیگانه داد ورفت

از فجری هم بخاری ناید برون این هم برفت

ازدهقی بشنو این اندرز و هشدار گران

اویزه در گوشت همچو گوشوار دختران

از دور گربه بینی برزمین ارام نشسته

خطا بینی بسی شیر ژیان بر بام جسته

اگر خواهی ز جنگ، فجری نجات بخشی

کور خوانده ای مردک پست وحشی

این ملک خود دارنده ای دارد کدیور

مهرگستر و بسان شاهنشهی دادور

شعر از:«دهقی»

جاوید رضا شاه دوم پهلوی سوم🌹🌺

@PN_KFP

1 comment

و واسه خاطر همین جفنگیاتی که این به اصطلاح شاعر نوشته از قدیم گفته اند:قافیه چو تنگ آید شاعر به جفنگ آید، حدت رو بدون. هرکجا باشی فرزندان آذربایجان مثل اون مردک ماهی صفت، فکت رو پیاده می کنند. جعلی هم کل هیکلته مردک نه نام زیبا و مقدس آذربایجان.
آذربایجان وار اولسون
گورمین کور اولسون