▪️جایگزینی سیستم‌های بد با سیستم‌های بد

▪️ست‌گادین | پنجشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۲


استعاره‌ای از پارکومترها.

سال‌ها گذشته و پارکومترهای شهر به سیستمی دست‌وپاگیر و نامناسب تبدیل شده‌اند. سکه‌ها سنگین هستند و شما باید آنها را در دسترس داشته باشید. کنتورها باید در برابر سرقت و شکستگی تقویت شوند. کارمندان شهرداری باید سکه‌ها را خالی کرده و به طور ایمن به بانک تحویل دهند. انداختن سکه در کنتور به کارمندان محلی اجازه می‌دهد تا برای خریداران، جاپارک نگه دارند... منظورم را گرفتید.

اما تعویض همه‌ی کنتورها گران تمام می‌شود و چون در اصل، با یک سیستم متمرکز طرفیم، مستلزم لابی‌گری زیادی است و گروهی از افراد با تخصص محدود باید در این‌باره تصمیم بگیرند و فقط یک بار باید دست به انتخاب بزنند، در نتیجه نمی‌توانند از اشتباهات گذشته، چیزی بیاموزند.

اگر هم وارد Parkmobile شوید، اپلیکیشنی است که با وعده‌‌های زیاد، فقط هزینه را بیش از ۱۰۰٪ افزایش می‌دهد. دارای یک سیستم رمزدهی احمقانه است که استفاده از آن را دشوار می‌کند. ایمیل‌های خیلی زیادی را برای کاربران ارسال می‌کند و درآمد یا انعطاف بیشتری برای شهر ایجاد نمی‌کند. دوبرابر از مردم پول می‌گیرد و کمتر به آنها برمی‌گرداند.

اما می‌بینید که چگونه برای بدست‌آوردن این موقعیت انحصاری در شهرها یکی پس از دیگری توانستند بودجه‌ای را برای انجام کارهای دشوار و پرهزینه‌ی لابی‌کردن پیدا کنند.

اثر شبکه(network effect) چیز قدرتمندی است و غلبه بر آن سخت است و همزمان با اینکه اینترنت اشیاء را از تلفن‌هایمان تقریبن به هر چیز قابل لمسی منتقل می‌کنیم، ارزش آن را دارد که در وهله‌ی اول به قابلیت ترمیم سریع در شرایط سخت(resilience) و توانایی شکل‌پذیری و عدم شکنندگی(flexibility) و همچنین به دلیل اولیه‌مان برای احساس نیاز به یک چیز فکر کنیم.

در نهایت، اغلب تن به سازش می‌دهیم، نتایج اشتباه را به حداکثر می‌رسانیم و چنان در یک سیستم جدید گیر میفتیم که هدف اولیه‌مان را فراموش می‌کنیم.

طبق اصول اولیه باید بپرسیم اصلن هدف از پارکومتر چیست؟

- مردم را از پارک‌کردن در همان مکان در کل روز بازداریم.

- مقداری پول نقد برای پرداخت هزینه‌ی اجرای امور پارکینگ تولید کنیم.

اوایل، انداختن سکه در یک پارکومتر، منطقی بود. دردسر آن به هزینه‌اش می‌ارزید.

به لطف شناسه‌ی قابل حملی که یک تلفن هوشمند ارائه می‌دهد، یک راه حل ساده این است که از افراد بخواهید تا یک کد را اسکن کنند تا به طور خودکار، مدت‌زمانی را برای پارک‌کردن در یک مکان به صورت رایگان در اختیارشان قرار دهد. ساخت داشبورد برای اجرای این کار، آسان است و در یک شهر کوچک معمولی، درآمد بسیار ناچیزی صرف آن می‌شود. ولی با چند خریدار بیشتر، هزینه‌ی پارکومترهای از دست‌رفته جبران می‌شود.

اگر هنوز هم بخواهید درآمد را به حداکثر برسانید، اتصال ابزار اسکن به تعدادی از خدمات پرداخت آنلاین(مانند Venmo یا Paypal) و حذف واسطه، کار دشواری نخواهد بود.

وقتی دیدیم ماشین‌ها، مکان‌ها، رانندگان و تلفن‌هایی داریم که همگی در حال تعامل با همدیگر هستند، می‌توانیم براساس آنچه می‌خواهیم، تصمیم‌گیری کنیم، نه فقط برای جلادادن(polish) چیزی که داشتیم.

همچنین می‌توان به راحتی کارت‌های پارکینگ را فروخت، تخفیف‌های محلی و تخفیف‌هایی برای پیشکسوتان در نظر گرفت یا حتی می‌توان کدهایی را به تاجران داد که بتوانند برای کارمندان خود در مکان‌های خاص استفاده کنند. می‌توانید آن را طوری بسازید که ده دقیقه‌ی اول برای سفرهای سریع به داخل و خارج، رایگان باشد یا کارمندان محلی برای پارکینگ بلندمدت، هزینه‌ی کمتری بپردازند یا خریداران بتوانند به راحتی از هزینه‌ی پارکینگ خود در صورت خرید، تخفیف بگیرند.

یا حتی می‌توانید فکر کنید که چرا اتومبیل‌ها فضای زیادی را در روستاها و شهرهای ما اشغال می‌کنند و کل جریان انسانیت و ترافیک را دوباره پیکربندی(configuration) کنید.

اما همه‌ی این‌ها به دلیل حوزه‌های مختلف درگیر و ریسک‌های مورد نیاز در انتخاب تجربه‌ی کاربری(UX) در عموم، کارهای دشواری هستند.

طرز تفکر طراحی در دو سوال ساده خلاصه شده است:

- این برای کیست؟

- این برای چیست؟

وقتی سیستمی جایگزین سیستم قبلی می‌شود، سوالات فوق، اغلب با این سوال جایگزین می‌شوند:

ساده‌ترین راه برای جلادادن چیزی که دفعه‌ی قبل بر سر آن توافق کردیم چیست؟

بخشی از جادوی WordPress و موفقیت آن در این است که طبیعت باز و تجربه‌ی کاربری غیرمتمرکز ارائه‌شده توسط WordPress به افراد و سازمان‌هایی که از آن استفاده می‌کنند این امکان را می‌دهد تا به جای مهندسی معکوس از یک انحصار متمرکز و پول زیاد، کاربران بتوانند اهداف اولیه‌ی خود را برآورده کنند.



ادامه...


.

Comments

Be the first to add a comment