پدرم حق داشت. وقتی خبر داوطلب شدن مرا شنید، عصبانی شد گفت : احمق، بگذار دیگر پسرهای فامیل بروند. ولی آنها آنقدر احمق نبودند که داوطلب شوند. پدرم یک کارگر بود. می خواهی یک چیزی را به تو بگویم؟ همیشه پسرهای کارگران هستند که در جنگ کشته می شوند.


#اوریانا_فالاچی

@flith

Comments

Be the first to add a comment