ملت ما را نوروز زنده نگه داشته و کسی که نوروز را زنده نگه داشت بیشک فردوسی است.
شاهنامه را که میخوانید فردوسی تلاش کرده در هر داستانی به یک بهانه به نوروز بپردازد.
شاعران بسیاری به وصف بهارِ طبیعت پرداختهاند اما این فردوسی است که مشخصا تلاش کرده نوروز و رسوم باستانی نوروز را
تقابل با اسلام افراط نیست،ما در نبرد با وحشیانه ترین ایدئولوژی حاکم بر تاریخ تمدن خود هستیم.اعدامهای پشت بام علوی،کشتارهای دهه۶۰،تطویل جنگ با عراق،قتلهای زنجیرهای،کشتار آبان،هواپیمای اوکراینی و صدها جنایت دیگر گذشته و پیشرو همگی حاصل حاکمیت اسلام و مسلمانان است
مکررا تکرار و یادآوری کند.
در روایت پادشاهی بهرام گور
"برفتند یکسر به آتشکده
به ایوان نوروز و جشن سده
همی مشک بر آتش افشاندند
به بهرام بر آفرین خواندند
چو شد ساخته کار آتشکده
همان جای نوروز و جشن سده"
در روایت پادشاهی قباد
"نهاد اندر آن مرز آتشکده
بزرگی بنوروز و جشن سده"
در روایت یزدگرد
"به ایوان همی بود خسته جگر
ندید اندران سال روی پدر
مگر مهر و نوروز و جشن سده
که او پیش رفتی میان رده"
در روایت خسرو پرویز
"کند با زمین راست آتشکده
نه نوروز ماند نه جشن سده
همه بنده گشتند ایرانیان
برین بوم تا من ببستم میان"
اشارات فردوسی به نوروز و رسوم باستانی ایرانیان چنان پرتعداد است که شخصا گاهی تصور میکنم تمام آن شخصیتها و حکایتها دورچینی است حول محور نوروز.
ملت ایران بقای خود را مدیون فردوسی است.
فردوسی اگر نبود اسلام ما را هم همچون مصریان بلعیده و هضم کرده بود
حالا شما تصور بفرمایید دولتمردان دورهی پهلوی اول با چه ظرافت و فراستی کلید برون رفت ایران از منجلاب هزارساله را پیدا کرده بودند و چقدر هوشمندانه در حال ترسیم نقشهی راه بودند.
ما برای شکست ج.ا دقیقا به همانها نیاز داریم،به یک رضا شاه،به یک فروغی،به داور.
تیمورتاش در مرداد ۱۳۰۳ برای ساخت آرامگاه فردوسی از مجلس درخواست بودجه کرد،او در طرحش نوشته است:
"هر ملتی مکلف است که نسبت به مفاخر تاریخی خود ابراز علاقهمندی کرده و از بروز قدردانی خودداری نکند.
قدر و رتبه حکیم ابوالقاسم فردوسی که مایه فخر ایران تنها نبوده، بلکه یکی از مفاخر بشریت محسوب است بر کسی مستور نیست و سزاوار نخواهد بود که مدفنش در حال حالیه و تقریباً از بین رفته و محو شود و با سایر خرابههای شهر طوس تفاوتی نداشته باشد".
در بهمن ۱۳۰۴ به پیشنهاد شیخالرئیس افسر نماینده سبزوار، ماده واحدهای تصویب شد که تمبری به یادبود هزاره فردوسی چاپ شود و درآمد آن به ساخت آرامگاه فردوسی اختصاص یابد.
انجمن تازه تاسیس آثار ملی متولی ساخت آرامگاه شد:محمد علی فروغی،حسن پیرنیا، حسن مستوفی، حسین علاء،
حسن اسفندیاری و سید حسن تقیزاده.
روند ساخت آرامگاه از اردیبهشت ۱۳۰۵ آغاز و ارباب کیخسرو شاهرخ نماینده زرتشتیان توسط انجمن مامور شد تا جای درست مدفن فردوسی را پیدا کند.مدفن فردوسی در باغی متعلق به حاج میرزا محمدعلی قرار داشت.
باغ به مساحت ۲۳۰۰۰ متر مربع ازسوی حاج میرزا محمدعلی برای ساخت آرامگاه به رضا شاه کبیر پیشکش و از سوی رضا شاه نیز به انجمن آثار ملی اهدا شد.
همچنین ۷۰۰۰ متر مربع از زمینهای اطراف باغ ازسوی حسین ملک به انجمن واگذار شد و مساحت مجموعه به ۳۰۰۰۰ متر رسید.
آن ملیگرایان کجا و این کاریکاتورهای زشت و متعفنی که برای ما متولی ملیگرایی شدهاند کجا.
ما برای نجات ایران ابتدا باید ملیگرایی را نجات دهیم.ج.ا هرچه در توان داشته برای آلوده کردن آنتیتز خود بکار گرفته.
@flith