🇨🇳چگونه چین جهان را از شوک نفتی ایران نجات داد؟

#مارک_فیشر ، در قسمت اخیر پادکست «تصویر بزرگتر»، به تحلیل این موضوع پرداخته که چرا با وجود پیش‌بینی‌ها در مورد بحران جهانی نفت، به دنبال جنگ ایران، این اتفاق نیفتاد.
پاسخ او غافلگیرکننده است: جهان یک ناجی پنهان داشت، و آن ناجی چین بود.
با بسته شدن تنگه هرمز در آغاز جنگ، روزانه بیست میلیون بشکه نفت از بازار جهانی حذف شد؛ یعنی یک‌پنجم کل عرضه جهان. خطوط لوله جایگزین عربستان و امارات حدود هفت میلیون بشکه را به سیستم بازگرداندند و آزادسازی بی‌سابقه ذخایر راهبردی سی‌ودو کشور نیز به‌طور میانگین دو و نیم میلیون بشکه دیگر اضافه کرد. با این حال، کسری روزانه همچنان بیش از ده میلیون بشکه بود و ذخایر اضطراری آمریکا و ژاپن با سرعت به سمت صفر می‌رفت. همه شواهد از یک فاجعه اقتصادی جهانی خبر می‌داد.
اما ناجی از جایی آمد که کمتر کسی انتظارش را داشت. واردات نفت چین، بزرگ‌ترین واردکننده جهان، ناگهان به نصف سقوط کرد؛ کاهشی معادل پنج و نیم میلیون بشکه در روز، یعنی بیش از کل واردات هند. همین کاهش بی‌سروصدا بود که کسری جهانی را از بیست میلیون بشکه به حدود پنج میلیون رساند و تفاوت میان فروپاشی اقتصادی و چند ماه گرانی بنزین را رقم زد؛ آن هم بدون هیچ اعلام رسمی از سوی پکن.
فیشر قطعات این معما را کنار هم می‌گذارد: نخست، ممنوعیت محرمانه صادرات سوخت از پالایشگاه‌های چینی؛ دوم، سوزاندن مقادیر بی‌سابقه زغال‌سنگ و حتی استفاده از آن برای تولید پلاستیک و کود؛ سوم، جابه‌جایی مسافران از هواپیما به قطار و گسترش خودروهای برقی که اکنون حدود یک‌چهارم خودروهای در حال تردد را تشکیل می‌دهند. اما سلاح اصلی چیز دیگری بود: ذخایر پنهان و عظیم نفت. تصاویر ماهواره‌ای از مخازن غول‌پیکر نشان می‌دهد چین دست‌کم یک میلیارد و چهارصد میلیون بشکه ذخیره کرده است؛ بیش از مجموع ذخایر همه کشورهای دیگر، و شاید بسیار بیشتر، با احتساب غارهای زیرزمینی غیرقابل‌شمارش.
این نفت از کجا آمده بود؟ پاسخ، ایران و روسیه است. چین طی سال‌ها نفت تحریمی این دو کشور را با تخفیف‌های کلان و از طریق ناوگان‌های پنهان نفتکش خریداری کرده و با پرداخت به یوان، نظام دلاری معاملات نفت و در نتیجه نظارت مالی آمریکا را دور زده است.

اما چرا چین جهان و به‌ویژه رقیب اصلی‌اش آمریکا را نجات داد؟
فیشر چهار نظریه را بررسی می‌کند: نخست، خنثی‌سازی «معمای مالاکا»؛ یعنی نشان دادن اینکه محاصره دریایی آمریکا در سناریوی جنگ تایوان دیگر نمی‌تواند اقتصاد چین را فلج کند. دوم، به دست آوردن اهرم فشار بر ترامپ که نسبت به قیمت نفت حساس است. سوم، که به نظر فیشر محتمل‌ترین است، حفاظت از بازارهای صادراتی چین؛ چون فروپاشی اقتصادی مشتریان به معنای فروپاشی اقتصاد صادرات‌محور خود چین بود. و چهارم، رونمایی از یک سلاح تازه: توانایی روشن و خاموش کردن پنج درصد از تقاضای جهانی نفت، قدرتی در حد عربستان سعودی.
نتیجه‌گیری فیشر روشن است: نظم نفتی جهان در حال دگرگونی است. آمریکا دیگر نتوانست جریان آزاد نفت را تضمین کند، روسیه زیر بار تحریم‌ها گرفتار است، و دو قدرت تازه سر برآورده‌اند؛ ایران که ثابت کرد می‌تواند یک‌جانبه یک‌پنجم عرضه جهانی را قطع کند، و چین که اکنون بر قیمت جهانی نفت نفوذی تعیین‌کننده دارد. تا زمانی که هرمز در معرض تهدید بسته شدن باشد، دکمه نابودی اقتصاد آمریکا روی میز شی جین‌پینگ قرار دارد.

https://x.com/panahfb/status/2085330511249944650

🛢Ellinne

Comments

Be the first to add a comment