🖋 تلاش در یافتن معنایی در زندگی، خود نیرویی اصیل و بنیادی است؛ و نه توجهی ثانویه از کشش‌های غریزی انسان. این معنی، منحصر به فرد و ویژۀ خود اوست و از این رو این اوست، و تنها او که باید و قادر است به آن تحقق بخشد. و تنها در آن صورت است که معنی‌جویی او ارضا خواهد شد. پاره‌ای از صاحب‌نظران بر این باورند که معنی و ارزش‌ها چیزی نیستند مگر "مکانیسم‌های دفاعی، واکنش معکوس و به‌گرایی".
اما من یکی حاضر نیستم که به خاطر "مکانیسم‌های دفاعی" زندگی کنم و یا به خاطر "واکنش معکوس" بمیرم.
به نظر من انسان قادر است و می‌تواند به خاطر ایده‌ها و ارزش‌هایش زندگی کند و یا در این راه جان ببازد!
چند سال پیش یک نظرخواهی عمومی در فرانسه صورت گرفت، که نتیجه نشان داد 89 درصد از شرکت‌کنندگان در این نظرخواهی اظهار داشتند که انسان «چیزی» لازم دارد که به خاطر آن زندگی کند و 61 درصد اذعان داشتند که کسی یا چیزی در زندگی آن‌هاست که حاضرند به خاطرش بمیرند.

🖋 من مشابه این بررسی و نظرخواهی را در درمانگاه خود در وین، بین بیماران و کارکنان درمانگاه اجرا کردم که نتیجه عیناً مثل نظرخواهی چند هزار نفرۀ فرانسه بود و تنها یک اختلاف دو درصدی مشاهده شد. به عبارت دیگر، این مطالعات نشان داد که «معنی جویی» در اغلب انسان‌ها یک حقیقت است، نه یک ایمان و عقیده.
البته مواردی پیش می‌آید که توجه و علاقه‌مندی فرد به «ارزش‌ها» چیزی نیست مگر تلاشی برای پنهان کردن تعارضات درونی او، اما اگر هم چنین باشد، باید توجه کرد که این موارد استثناهایی است در یک قانون کلی و نه این‌که خود، قانون باشد...
در بررسی ارزش‌ها باید مراقب این گرایش بود و از آن دوری گزید که: ارزش‌ها را صرفاً نمودی از خود، تلقی کنیم.

📚 از کتاب «انسان در جستجوی معنی»، نوشتۀ ویکتور فرانکل 📚

@philosophycafe

Comments

Be the first to add a comment