محمد محبی
کمپین وکالت، به مثابه یک تیغ جراحی بود که بر دملهای چرکین گروههای پنجاهوهفتی وارد شد و تمام عقونتهای نیمقرن اخیر آنان را بیرون ریخت. بحثها و نزاعهای پیرامون آن نشان داد که هنوز هم جنگ هشتادساله بین جریان ارتجاع سرخ و سیاه با جریان تجدد خواه و مشروطهخواه همچنان ادامه دارد و جبهه اصلی پیکار سیاسی در ایران تغییری نکرده است.
برخی از واکنشهای اصحاب ارتجاع سرخ و سیاه در این فقره به لودگی و بعضاً رذالت پهلو زد. آنها چنان آچمز شدند که بهجای اثبات ادعاهای پوچ خود از راه کنشهای ایجابی و شفافیت سیاسی، دست به کنشهای سلبی و گلآلود کردن فضا زدند. از واکنش عوامانه شروع کردند و فرمودند: «آدم زنده نیاز به وکیل ندارد». غافل از اینکه دقیقاً آدم زنده به وکیل نیاز دارد. اصلاً مرگ باعث پایان قرارداد وکالت میشود. و بعد در نهایت دلقک بازی پتیشن «من وکالت نمیدهم» ترتیب دادند! انگار کسی اسلحه روی شقیقه حضرات گذاشته بود که حتماً وکالت بدهند!
@PN_KFP