◾وادارشدن به مقابلهبهمثل
◾ستگادین ۱۴ خرداد ۱۴۰۰
مردم از نظر فرهنگی، جوری سیمکشی شدهاند که میخواهند مقابلهبهمثل کنند. این یکی از عواملی است که باعث میشود چرخ جامعه بچرخد. کسی یک خوبی در حق شما انجام میدهد و شما تمایل پیدا میکنید که راهی بیابید تا با یک کار خوب، لطف او را جبران کنید.
در طول مسیر این بدهبستانها، آن غریزه به روشی خودخواهانه برای به چنگآوردن خواستههایتان تبدیل میشود.
یکی را پیدا کن که چیزی از او میخواهی (یا در آینده خواهی خواست) و راهی را پیدا کن تا لطفی در حقش بکنی. این تعامل را طوری ترتیب بده تا شرایطی ایجاد شود که احساس کند در مقابل لطفی که به او کردهای، مکلف است کمکی به تو بکند.
اول: هیچکس دوست ندارد معذب و تحت فشار باشد.
دوم: بروز احساس فشار و وادارشدن به جبران لطف دیگری، واضحتر از چیزی است که فکرش را بکنید.
سوم: افراد مختلف، ارزش متفاوتی برای چیزهای گوناگون قائل میشوند. کاری که شما گمان میکردید محرک بزرگی برای دیگری باشد، ممکن است از دید او، زیاد ارزشمند نباشد. یا کاری که شما امیدوار بودید برای جبران لطف شما انجام دهند، دشوارتر از چیزی باشد که تصورش را میکردید.
به جای این کار، به ایدهی مقابلهبهمثل، بیتوجه باشید. فراموش کنید که میشود کاری انجام داد که دیگران برای جبران آن، مجبور به اقدامی شوند. هر کاری را به سادگی و با نیت خوب انجام دهید، طوری که خودتان به انجام آن افتخار کنید.
اگر به صورت مداوم، به انجام کار بدون چشمداشت اهمیت دهیم، دیر یا زود، اثراتش به خودمان برمیگردد. نه به این خاطر که تحت فشاریم تا برای ما جبران کنند، بلکه دقیقاً برعکس.
.