😁اینگونه نیست که دیدگاه‌ها، نظریه‌ها و ایده‌ها به واسطه عقلانی بودن یا قوت منطقی‌شان در افکار عمومی گسترش پیدا کنند و مقبول شوند بلکه اجتماعی شدن یک اندیشه محصول موقعیتی مادی یا عاطفی شدید و قدرتمند است. مثلاً رشد حمایت از مداخله خارجی در افکار عمومی و یا حتی بین نخبگان سیاسی و فرهنگی ایران کنونی، محصول یک واقعیت مادی-عاطفی است: دیدن کشتار و اجساد.

آنچه افراد را متقاعد کرده که «ترامپ بزن»، بیش از هر عاملی به عملکرد حکومت ایران در سرکوب معترضان وابسته است؛ تا جایی که حتی تعداد قابل توجهی از نخبگان سیاسی را بدین سو کشانده که از خاستگاه‌های فکری خود عدول کنند. این منطقِ هژمونیک شدنِ یک «معرفت» است.

اجساد و کشتار چنان تأثیر فوق‌العاده‌ای بر عواطف می‌گذارند که می‌توانند بسیاری از اصول را دود کنند و به هوا بفرستند. بنابراین بی‌اثرترین مواجهه در قبال ایده «ترامپ‌بزن» بحث منطقی، استدلالی و متکی بر تئوری است. استیصال در برابر حکومت این توان را دارد که افراد را حامی هر چیزی کند؛ و این راز اهمیت رضا پهلوی و ترامپ و نتانیاهو در افکار عمومی و نزد نخبگان است.

به میزانی که نظام سیاسی موجود با همین عملکرد به حیات خود ادامه دهد، این استیصال نهادینه‌تر و هژمونیک‌تر خواهد شد. فراموش نکنیم که «چلبیسم» هم در وهله نخست محصول خباثت چلبی نبود، بلکه ریشه در ماهیت «صدام» و نظام سیاسی عراق داشت.

آن نیروی سیاسی که نمی‌تواند رشد راست‌گرایی سیاسی، پهلویسم، ترامپیسم و در مجموع چلبیسم را بپذیرد، تنها در صورتی می‌تواند بر این موج غلبه کند که به کشتار حکومت پایان دهد، راهی جایگزین را پیش بکشد و نظام مادی حاکم بر ایرانیان را تغییر دهد یا راهی برای رفع آن را پیش بکشد که با راه حامیان چلبیسم متفاوت باشد.

عواطف جمعی قوی‌ترین نیروی تعیین‌کننده است تا حدی که ایده هژمونیک را می‌تواند بسازد. در این شرایط است که تعداد کشته‌ها مهم می‌شود. آمار هرچه بالاتر باشد و کشتار هر چقدر گسترده‌تر باشد عواطف بیشتر درگیر می‌شوند.

نیروی مخالف چلبیسم اگر نتواند در ابتدا و پایان نقدش به مداخله خارجی راهی برای «نجات» از دست حکومت ارائه دهد، تأثیری نمی‌تواند بر این جامعه زخمی و مستأصل از ستم بگذارد.

در شرایط بحرانی، گفتار در برابر عاطفه بازنده است زیرا که «جنازه»ها بیشترین قدرت را دارند.⁩⁩⁩⁩⁩⁩
#امین_بزرگیان

😁Ellinne

Comments

Be the first to add a comment