دَر اوج بیماری کُرونا ، اینجانب زینب جلالیان را از زندان خوی به زندان شهر رِی منتقل کَردند و نگهداری درمیان بیماران مبتلا به کُرونا موجب گردید که من زینب جلالیان به کُرونا مبتلا شَوم و بدون هیچگونه رسیدگی ، ریه ام دچار آسیب شَدید شود .
هم اکنون هم در اتاقی نگهداری می شَوم که تست کُرونای افراد آن مثبت اعلام شده و بدون هیچگونه فاصله گذاری ، بدون ماسک و مایع ضدّ عفونی و الکل ، نفس و نفس با آن ها زندگی می کُنیم .
با توجّه به این که اینجانب سهیلا حجاب دَر اعتصاب غذا می باشم ، سیستم ایمنی بدنم ضعیف شده و مطابق گفته های دکتر ، خطر ابتلا به کُرونا بدن اینجانب را تهدید می کُند .
شرم بر جمهوری اسلامی که ما به خاطر ابتدایی ترین حقوق انسانی خود ( یعنی بهداشت و مراقبت جسمانی ) ، دست به اعتصاب غذا زده ایم که از سیاه چال قرچک ورامین به سیاه چال اِوین منتقل گردیم .
این اعتصاب می بایست برای خواسته های بزرگ تری مانند آزادی اتّفاق می افتاد ، امّا علی رغم تمام دردها و رنج ها و شکنجه ها ، ما برای اِحقاق حقوق انسانی و مدنی مَردمان خود ایستاده ایم و همچونان ...
برای اِحقاق حقوق انسانی و مدنی خود ، همچونان سَراپا ایستاده ایم و باز هم خواهیم ایستاد .
به قولی : " ما را زِ سَر بریده می ترسانند ، ما گر زِ سَر بریده می ترسیدیم ، دَر مَحفِل عاشقان نمی رقصیدیم . "
پشت این میله ها ، امید برای یک زندگی آزاد دَر وجود ما زبانه می کِشد .
" ما نباید بمیریم ، رؤیاها بی مادر می شوند . "

نامه مشترک سهیلا حجاب و زینب جلالیان از زندان قرچک ورامین (شهر رِی)
2/2

@PN_KFP

Comments

Be the first to add a comment