واکاوی ابعاد نااطمینانی در اقتصاد کشور
*تورمِ بی‌اعتمادی*

آنچه امروز اقتصاد ایران با آن مواجه است، صرفا مجموعه‌ای از شاخص‌های نامطلوب یا نوسانات مقطعی نیست؛ مساله اصلی انسداد افق آینده است.
اقتصادی که در آن مسیر سیاستگذاری نامشخص، قواعد بازی ناپایدار و افق تصمیم‌گیری کوتاه شده، حتی پیش از وقوع هر شوک جدیدی، در وضعیت نااطمینانی مزمن قرار می‌گیرد. در چنین شرایطی آینده نه محل برنامه‌ریزی بلکه منبع اضطراب اقتصادی می‌شود. انسداد افق بیش از هرچیز محصول تعویق اصلاحات است.

اصلاح ساختار انرژی سال‌هاست به تعویق افتاده و هربار با ملاحظات کوتاه‌مدت سیاسی جایگزین شده است. اصلاح نظام یارانه‌ای به‌جای آنکه به کاهش رانت و افزایش کارایی منجر شود، اغلب به بازتوزیع نقدی بدون پشتوانه مالی پایدار ختم شده است.
در حوزه مالیه عمومی نیز کسری بودجه مزمن همچنان از مسیرهایی چون خلق پول، استقراض پنهان و انتقال فشار به نظام بانکی تامین می‌شود؛ مسیری که به‌طور مستقیم به تورم و نااطمینانی دامن می‌زند.

از سوی دیگر نبود چشم‌انداز روشن در روابط خارجی و تداوم انزوای اقتصادی، افق سرمایه‌گذاری را تیره‌تر کرده است.
در غیاب دسترسی پایدار به بازارهای جهانی، فناوری و سرمایه، حتی اصلاحات داخلی نیز اثرگذاری محدودی خواهند داشت. نتیجه آن است که بنگاه‌ها، خانوارها و حتی دولت، همگی در وضعیت «واکنشی» قرار می‌گیرند؛ تصمیم‌ها نه براساس برنامه بلکه در پاسخ به بحران‌های روزمره اتخاذ می‌شود.
انسداد افق آینده، پیامدهای اجتماعی و روانی نیز دارد. وقتی جامعه به این جمع‌بندی می‌رسد که تلاش، پس‌انداز و کار بلندمدت تضمینی برای حفظ ارزش ندارد، امید جای خود را به احتیاط افراطی و رفتارهای کوتاه‌مدت می‌دهد.

در چنین فضایی انتظار مهار تورم، بازگشت رشد یا افزایش سرمایه‌گذاری، بدون تغییر مسیر سیاستگذاری، انتظاری غیرواقع‌بینانه است. اقتصاد ایران امروز بیش از هرچیز به بازسازی افق نیاز دارد؛ افقی که از دل اصلاحات واقعی، انضباط مالی، شفافیت سیاستی و کاهش نااطمینانی بیرون می‌آید.
در غیراین صورت تورم بی‌اعتمادی همچنان بازتولید خواهد شد و اقتصاد در چرخه‌ای از رکود، نوسان و فرسایش امید، گرفتار می‌ماند.

ادامه مطلب؛
https://jahanesanat.ir/?p=591190

Comments

Be the first to add a comment