فرهیختگان
سرودهای از شفیعی کدکنی در سوگ و ستایش امام حسین
باز در خاطرهها، ياد تو ای رهروِ عشق
شعلهٔ سركش آزادگی افروخته است
يك جهان بر تو و بر همّت و مردانگیات
از سر شوق و طلب، ديدهٔ جان دوخته است
نقش پيكار تو در صفحهٔ تاريخ جهان
میدرخشد، چو فروغ سَحَر از ساحل شب
پرتُوَش بر همه كس تابد و میآموزد
پايداری و وفاداری در راه طلب
چهرِ رنگين شفق، میدهد از خون تو ياد
كه ز جان بر سرِ پيمان ازل ريخته شد
راست، چون منظرهٔ تابلوی آزادیست
که فروزنده به تالارِ شب آویخته شد
رسم آزادی و پيكار و حقيقتجويی
همهجا صفحهٔ تابندهٔ آیین تو بود
آنچه بر ملّت اسلام، حياتی بخشيد
جنبشِ عاطفه و نهضتِ خونين تو بود
تا ز خون تو جهانی شود از بند آزاد
بر سرِ ايدهٔ انسانیِ خود جان دادی
در رهِ كعبهٔ حقجويی و مردی و شرف
آفرين بر تو كه هفتاد و دو قربان دادی
آنكه از مكتب آزادگیات درس آموخت
پيش آمالِ ستمگر ز چه تسليم شود؟
زور و سرمايهٔ دشمن نفريبد او را
كه اسير ستمِ مردمِ دُژخيم شود
رهرو كعبهٔ عشقی و در آفاق وجود
با پرِ شوق، سوی دوست برآری پرواز
يكّهتازِ ملكوتی كه به صحرای ازل
روی از خواستهٔ عشق نتابيدی باز
جان به قربان تو ای رهبر آزادی و عشق
كه روانت سرِ تسليم نياورد فرود
ز آن فداكاریِ مردانه و جانبازیِ پاك
جاودان بر تو و بر عشق و وفای تو درود
#فرهیختگان در سوگ حسینی
Comments
Be the first to add a comment