▪️آیا تبلیغات جواب داد؟▪️ستگادین | پنجشنبه ۱۹ آبان ۱۴۰۱
تبلیغات دیجیتال، نه تنها میلیونها فرد و سازمان را هدفِ تبلیغات قرارداده بلکه خودِ آنها را هم تبدیل به تبلیغاتچی کرده است.
ولی جواب سرراستی به این سوالِ مشخص نمیدهد که: آیا آن تبلیغات جواب داد؟
مدتها پیش از اختراع تبلیغات دیجیتال، دوست فقیدم Lester Wunderman اصطلاح «بازاریابی مستقیم» را ابداع کرد. یعنی تبلیغات اندازهگیریشده و فعال. ۱۰ دلار خرج تبلیغات کن. فردا متوجه میشوی که یا ۲۰ دلار به چنگ خواهی آورد یا ۵ دلار از دست خواهی داد.
دوستم در میان سایر قهرمانان بازاریابی مستقیم به اختراع کارت American Express و رشد Colombia Record Club یاری رساند. راز این کار، ساده است: یک تبلیغ را اندازه بگیر و اگر «جواب میدهد»، بیشتر انجامش بده.
و همچنین گوگل از فروش بازاریابی مستقیم به سازمانهایی که صاحب شجاعت، بینش یا هوش نبودند، میلیاردها دلار به دست آورد. آنها فقط درحال محکزدن، اندازهگیری و تکرار هستند.
از طرفی تبلیغات در پادکستها یا توییتر تقریباً هرگز به خوبی اندازهگیری نمیشود. آنها از نظر سود و زیان بندرت جواب میدهند چون تبلیغات برند هستند نه تبلیغات مستقیم.
هدف تبلیغات برند، دادنِ احساسی به مشتری بالقوه است که آن احساس بسختی قابل اندازهگیری است ولی مهم است. تبلیغ برند، یک داستان تعریف میکند، اعتمادسازی میکند. بعلاوه به مشتری کمک میکند تا تصمیم بگیرد که هزینهای اضافی برای داشتن آن برند بپردازد. چراکه آن برند، احساس خوبی به او میدهد (که به سختی قابل توصیف است).
اگر سعی کنید که تبلیغات برند را با جزئیات کوانتومی اندازهگیری کنید، منافع و سود آن ناپدید میشود. خیلی از کارهایی که برای اندازهگیری هرچه بهتر تبلیغات برند انجام میدهید باعث میشود که تبلیغات برند بسیار بدی شود.
اجرای تبلیغات برند در رسانهای که خلاف آنچه برند در تلاش برای انجامدادن آن است، هر چقدر هم که پرهزینه باشد، زیاد با عقل جور در نمیآید. از آن طرف، پرداخت هزینهی بیشازحد برای حمایت از تعاملاتی که اعتمادسازی میکنند و ارتباطات میآفرینند، سخت است.
همهی اینها راهی دراز است برای گفتن اینکه بالاخره تبلیغاتچیها در فضای دیجیتال، در حال صرف زمان بیشتر و انرژی بیشتر جهت تفکر دربارهی جاهایی هستند که تبلیغات میکنند و در اینباره میاندیشند که آیا فقط سر و صدای بیشتری تولید میکنند یا واقعاً در حال ایجاد یک تفاوت هستند.
.