‏💫 هدف و مسیر آینده ۱۴ کنشگر مدنی و سیاسی 💫

✍عباس واحدیان شاهرودی

عباس واحدیان شاهرودی یکی از ۱۴ فعال مدنی-سیاسی امضاءکننده بیانیه گذار کامل از نظام جمهوری اسلامی، در متنی که در کانال تلگرامی خود منتشر کرده است، ضمن پیش‌بینی احتمال بازداشت و سرکوب خود و یارانش، از نیروهای اپوزیسیون خارج از کشور خواست تا با کنار نهادن اختلافات، در پی ایجاد بدیل و آلترناتیو برای جمهوری اسلامی و رهبری دوران گذار باشند. او در بخشی از این مطلب چنین نوشت:
"حال رژیم بسرعت سرگرم تدارک انواع مختلف روشها جهت سرکوب و بی اعتبار نمودن این حرکت است. از خود ماموران وزارت اطلاعات در پیامهای تهدید کننده ای بیان شده که در حال تهیه نامه ای هستند که به احتمال زیاد با درخواست دهها تن از صاحب منصبان ،مراجع تقلید و مدیران و فعالان سیاسی ولایت معاش با چسباندن برچسب جاسوسی برای معاندین و کشورهای بیگانه و حمله به ناموس جمهوری اسلامی ( رهبری و قانون اساسی استبدادی) حکم مفسد فی الارض بودن مان رامستقیما از قوه قضاییه مثلا مستقل شان بگیرند.
ما برای هر اتفاق و پرداخت هر هزینه ای آماده ایم و تنها آرزوی مان اینست که ازین آزمون ملی و تاریخی سربلند بیرون آییم.
هر رخدادی که سبب حذف و دستگیری مان شود مهم نیست ؛ بشرط آنکه رهبران و فعالان اپوزیسیون بویژه در خارج کشور که از آزادی و امکانات مناسب جهت پرورش و ارائه ‎#آلترناتیو ملی و نهایتا " دولت در تبعید" برخوردارند از آن امکانات برای ساختن بدیل رژیم جمهوری اسلامی و رهبری جریان گذار بهره بگیرند.
این ۱۴ نفر در نهایت سادگی نشان دادند اگر در رفتار سیاسی واقعا فداکاری برای نجات وطن سرلوحه کار شود هیچ ناممکنی سد راه نیست.
شاید برخی از ما کشته و یا زندانی و شکنجه شویم ،
شاید تحت شکنجه های خاص مجبور شویم جلوی دوربین نظام همه این حرفها را انکار نماییم و خود را مزدور سایر کشورها معرفی کنیم و....!
اما رهبران و فرهیختگان اپوزیسیون باید بدانند که ملت ایران دیگر هیچ بهانه‌ای از ایشان برای ایجاد تفرقه و پرداختن به کهنه دعواهای سیاسی نمی پذیرند."

متن کامل نوشته‌ی آقای عباس واحدیان را در لینک زیر بخوانید:

http://bit.ly/2XtrwaP

@Tavaana_TavaanaTech

2 comments

از یک مملکت هشتاد میلیونی فقط باید 14 نفر انسان شجاع و فداکار بلند بشه!!!!!!!! 😫 😫
KY YK
و او مانند سردار دلیری نعره زد بر شهر
دلیران من! ای شیران
زنان! مردان! جوانان! کودکان! پیران
....
اما صدایی بر نیامد از سری زیرا همه ناگاه سنگ و سرد گردیدند
....