📕 شوق یک خیز بلند: نخستین اتحادیههای کارگری در ایران
🖌جلیل محمودی و ناصر سعیدی
سال انتشار: ۱۳۸۱
موضوع کتاب بررسی تاریخی ـ تحلیلی جنبش کارگری ایران است که مقاطع انقلاب مشروطیت، اواخر سلطنت قاجار و سالهای سلطنت رضاشاه را در بر میگیرد.
کتاب از هفت بخش تشکیل شده است. در بخش اول وضعیت عمومی اهالی و شهروندان ایران و نیز تغییر الگوی اقتصادی ایران در دوره سلطنت قاجار اجمالا بررسی شده است. بخش دوم و سوم به چگونگی تقسیم کارگران در صنایع مختلف و شرایط کار و زیست آنان اختصاص دارد. بخش چهارم، نگاهی است به وضعیت کارگران مهاجر ایرانی و فعالیتهای اجتماعی و سیاسی آنان. در بخش پنجم و ششم نقاط قوت و ضعف اتحادیههای کارگری ایران بحث و بررسی شده و در بخش هفتم نیز به کوششهایی که در نقاط مختلف کشور برای سازمانیابی کارگران صورت گرفت، اشاره میشود.
بخش پایانی کتاب که نویسندگان آن را «پسگفتار» نامیدهاند، به بررسی عوامل ناکامی اتحادیهها در ایران میپردازند.
کتاب «شوق یک خیز بلند» کتابی تحقیقی و ارزشمند برای کارگران و فعالین کارگری است. آنها میتوانند با مطالعه آن، از این کتاب درسهای زیادی بیاموزند.
در ابتدای کتاب «شوق یک خیز بلند» میخوانیم:
«جامعهی ایران، از دوران صفویه و پس از آن کم و بیش با تمدن بورژوازی غرب و دستاوردهای مادی و معنوی آن کمکم آشنا شد و در اینجا و آنجا این سرزمین، با بافتهها و یافتههای آنان که عمدتا" از طریق بازرگانان آن دیار وارد جامعه میشد، آگاهی مییافت.
از میانهی سدهی سیزدهم خورشیدی، نخستین جلوههای روابط سرمایهدارانه در ایران شکل گرفت و با گسترش آن، فروپاشی نهادهای ماقبل این دوران و زایش نهادهای مدرن را به ارمغان آورد. دگرگونیهای وسیع در ساخت جامعهی ایران، گسترش و رواج شهرنشینی، شکلگیری طبقات اجتماعی جدید، رواج دیوان سالاری و ... جامعهی به ظاهر همگون ایران را دستخوش تحولات بنیادین کرد و بر بستری این چنین، لرزشهای سختی را تجربه میکرد. در این دوران، اقتصاد جامعه که عمدتا" اقتصادی خودبسنده و افزون از هر چیز بر بنیان اصناف، پیشهوران و صنعتگران خردهپا و سنتی شکلگرفته بود با چالشهای اساسی مواجه شد.
بر بستر چنین روند اقتصادی و اجتماعی، طبقه کارگر ایران شکل میگیرد. «خان خانان» در رسالهی سیاسی منتشر نشدهی خود که در ١٢٧۵ خورشیدی به نگارش در آورد، دربارهی کارگران مینویسند: «جماعت کارگر طایفهی بزرگی از اهل مملکت هستند و در واقع عاجزتر از هر طایفهی دیگر؛ زیرا در صورت قدرت کار (زمانی که توانایی کارکردن دارند) روزگار به عسرت میگذرانند و در پیری هم بیچاره میمانند. گاه هم «منشا فتنه و فساد» میگردند.»
نسل اول کارگران ایران فقط بیحقوق نبودند، بلکه ساختار اقتصادی و بافت ذهنی و فرهنگی جامعه چنین بود که آنها اساسا" نمیتوانستند تصویری از حقوق اجتماعی خود داشته باشند. در جامعهی آن دوره - نظام ضعیفکشی که بر آن ایدئولوژی شاهان خودکامه، سرکردهگان عشایر، خانها، اشراف و سایهی میرغضبان و تفنگچیان آنان سیطره داشت - کارگر جایگاهی نداشت؛ با همان چشمی به او نگاه میکردند که به رعیت مینگریستند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing