🛁ماهیان بی‌حافظه در فاضلاب تاریخ
(دربارۀ ترس و وحشت از نه گفتن به تودۀ مستعد استبداد
)

#رضا_نساجی

در داستان «ماهی‌خوار، پنج پایک و ماهیان» از کلیله و دمنه (که داستان کودکان و حیوانات نیست؛ تمثیل‌های سیاسی در  نصیحه‌الملوک است) به ترجمه و نگارش نصرالله منشی، ماهی‌خوار، ماهیان برکه‌ای را از خطر قریب‌الوقوع آمدن صیادان به برکه می‌ترساند و وعدۀ بردن به آبگیر دیگری را می‌دهد:
«با صیاد مقاومت صورت نبندد، و من در آن اشارتی نتوانم کرد. لکن در این نزدیکی آب‌گیری می‌دانم که آبش به صفا پرده‌درتر از گریه عاشق است و غمازتر از صبح صادق، دانه ریگ در قعر آن بتوان شمرد و بیضه ماهی از فراز آن بتوان دید.»
ماهیان گول ماهی‌خوار پیر و آرمان‌شهر موعودش را می‌خورند که رسیدن به آن مستلزم «معونت و مظاهرت» ماهی‌خوار است. در نتیجه، ماهی‌خوار هر روز چند ماهی را در منقار خود می‌گیرد، ولی سر راه می‌خورد. در نهایت، در حالی که ماهی‌ها مشغول رقابت برای زودتر سوار شدن در منقار او هستند، نوبت پنج‌پایک (خرچنگ) می‌رسد.
اوست که وقتی استخوان ماهی‌ها را از آن بالا می‌بیند، با چنگک‌هایش گردن ماهی‌خوار را آن‌قدر فشار می‌دهد که بمیرد:
«خردمند چون دشمن را در مقام خطر بدید و قصد او در جان خود مشاهدت کرد، اگر کوشش فروگذارد، در خون خویش سعی کرده باشد؛ و چون بکوشید اگر پیروز آید، نام گیرد، و اگر به خلاف آن کاری اتفاق ‌افتد، باری کرم و حمیت و مردانگی و شهامت او مطعون نگردد، و با سعادتِ شهادت او را ثواب مجاهدت فراهم آید.»
داستان ماهی‌خوار پیر داستان شاهزادۀ مفت‌خور، تنبل و آبولوموف‌صفت است که در تبعید توأم با تفریح، پیر شده و مردم ایران را چون پروژه‌هایی برای سرکیسه‌کردن دولت‌ها و سرمایه‌گذارها می‌بیند. ما را از صیادان می‌ترساند و وعدۀ ساختن آرمانشهر می‌دهد؛ همه را دعوت به همکاری و ائتلاف می‌کند و صد البته گروهی که خود را روشنفکر می‌خوانند، در دام او می‌افتند و قربانی می‌شوند.

ماهی نباشیم؛ حافظۀ تاریخی‌مان از مبارزات ملت ایران و فرصت‌طلبان هر دوره را به یاد بیاوریم. آن‌ها که وعده‌های مدینۀ فاضله دادند و همه را به وحدت فراخواندند، اما خیلی زود همه را سرکوب کردند و ما را در دام فاضلاب انداختند. فاضلاب را اگر به زمین برگردانی، همچنان فاضلاب است؛چه هزار نفر، چه میلیون‌ها نفر در دامش افتاده باشند، نباید هراسید و عقب نشست. فاشیسم نه صرفاً نوعی ایدئولوژی یا رژیم، که نوعی جنبشی اجتماعی است که می‌تواند توده‌ها را برانگیزاند. آن اقلیتی که می‌فهمد، نباید سکوت کند. پشت هر نقابی که پنهان شوند، از قبیل «ناسیونالیسم»، «لیبرالیسم»، «مشروطه‌خواهی»، «آبادانی» و...
حتی اگر عده‌ای لمپن و فحاش به شما حمله کردند، هراسی نداشته باشید؛ این‌ها ماهیانی هستند که برای زودتر بلعیده‌‌شدن توسط استبداد جدید رقابت دارند.

©️Ellinne

Comments

Be the first to add a comment