. بهار را تمام کردی برایم، کجا ماندهای که من حبس شدهام پشت حصار زمستان؟! میدانی دلتنگی چند حرف دارد؟! میدانی چند روز را شمردهام؟! تمامش کن... دیگر چشمهایم رمق باریدن ندارد کی قرار است بامداد دست در دست تو به روزگار سردمان لبخند گرم خورشید را هدیه دهد؟! دلتنگی نفسم را بریده برگرد