✳️ همان چیزی را به دست می‌آوریم که انتظارش را داریم.

✳️ استفان رابینز در کتاب خود به نام «۵۳ اصل مدیریت انسان‌ها» می‌نویسد:
در یکی از دوره‌های آموزش ۱۰۵ سرباز ارتش آمریکا، به چهار مدرس دوره گفته شده بود که یک سومِ سربازهایی که در این دوره حضور دارند، دارای استعداد بالا و یک سوم دیگر از لحاظ یادگیری معمولی هستند و در خصوص استعداد مابقی سربازان هم اطلاع دقیقی وجود ندارد.

■ ولی در واقعیت، وقتی سربازها به سه گروه تقسیم شدند، به صورت تصادفی در گروه مربوطه قرار گرفتند، نه بر اساس میزان استعداد شخصی‌شان!

■ بعد از پایان دوره مشخص شد گروهی که به عنوان «سربازهای با استعداد» معرفی شده بودند، بالاترین امتیازها را گرفتند و عملکرد بهتری از خود نشان دادند. مدرسان دوره هم رفتار بهتری با این گروه داشتند!

■ این آزمایش و ده‌ها آزمایش دیگر، بیانگر مفهومی به نام «قدرت انتظارات» هستند که به ما تاکید می‌کنند: همان نتیجه و عملکردی را از کارمندان‌مان به دست می‌آوریم که انتظار آن را داریم[اثر پیگمالیون].

■ برای مثال، وقتی خودمان باور داریم که تیم فروش شرکت ضعیف است، این باور در نهایت به واقعیت تبدیل می‌شود و عملکرد تیم فروش افت می‌کند.

■ دلیل این واقعیت آن است که مدیران یک شرکت یا یک واحد سازمانی یا یک تیم، متناسب با انتظاری که از کارمندان‌شان دارند، به آنها بها می‌دهند، دست‌شان را باز می‌گذارند و منابع‌ کافی را در اختیارشان قرار می‌دهند.

■ برای مثال، وقتی مدیری باور دارد که کارمندانش بی‌عرضه هستند، خیلی از آنها حمایت واقعی و حتی حمایت کلامی نمی‌کند.

■ در نتیجه، عملکرد کارمند به میزان قابل ملاحظه‌ای کاهش می‌یابد و این موضوع به خودی خود سبب کاهش باور و اعتماد مدیر به آنها می‌شود.

■ برای همین می‌خواهم یک توصیۀ جدی به شما ارائه کنم: همیشه به کارمندان‌تان باور داشته باشید، آن موقع خواهید دید که کارمندان‌تان هم عملکردشان را ارتقا می‌دهند.

Comments

Be the first to add a comment