✳️ موانع و چالشهای سرمایهگذاری و تولید
✅ تولید و سرمایهگذاری مولد در سال اخیر، بهصورت خاص مورد توجه سیاستگذاران کشور قرار گرفته است. از طرفی اقتصاد ایران، صرفنظر از ناترازی انرژی، مدتها است با چالشهای فراوانی به شرح زیر مواجه است که عمدتاً ریشه در عوامل ساختاری و سیاستی داخلی و فشارهای خارجی داشته و مانع رشد پایدار و جذب سرمایهگذاری میشوند.
۱- تحریمهای بینالمللی: یکی از بزرگترین موانع هستند که دسترسی ایران را به بازارهای مالی جهانی، منابع ارزی، فناوریهای روز و شبکههای تجاری بینالمللی را بهشدت محدود کرده و ریسک سرمایهگذاری را بهویژه برای سرمایهگذاران خارجی افزایش دادهاند. علاوه بر این، حتی سرمایهگذاران داخلی نیز به دلیل محدودیتهای ناشی از تحریمها، مثل دشواری انتقال پول و نوسانات ارزی، با تردید و احتیاط عمل میکنند.
🔺برای رفع این مانع، تنشزدایی از روابط خارجی و بازگرداندن اعتماد سیاسی به تعاملات بینالمللی کلید کاهش فشار تحریمهاست. مهمترین گام در این مسیر، بازگشت به مسیر دیپلماسی فعال و تقویت تعامل سازنده با جامعه جهانی است. پذیرش و اجرای تعهدات بینالمللی همچونFATF، CFT و کنوانسیون پالرمو به بهبود رتبه اعتباری کشور و کاهش ریسک همکاری مالی کمک میکند. این اقدامات نهتنها میتوانند بخشی از تحریمها را خنثی کنند، بلکه پیام مثبتی به بازارهای بینالمللی میفرستند و زمینه جذب سرمایهگذاری خارجی را فراهم میسازند.
۲-تورم مزمن ناشی از کسری بودجه دولت: یکی دیگر از موانع جدی رشد اقتصادی در ایران، تورم مزمن و بیثباتی اقتصاد کلان است. تورم بالا و پایدار یکی از مخربترین عوامل علیه سرمایهگذاری و رشد اقتصادی به شمار میآید، زیرا باعث کاهش قدرت خرید مردم، کاهش ارزش پول ملی، فرار سرمایه و بیثباتی برنامهریزی اقتصادی میشود.
در ایران، تورم ریشه در کسری مزمن بودجه دولت، سلطه مالی دولت بر بانک مرکزی، خلق پول بیپشتوانه و ضعف در سلامت نظام بانکی دارد. علاوه بر این، نرخ بالای نقدینگی بدون هدایت درست، عملا به تورم دامن میزند.
🔺برای مقابله با این وضعیت، رفع سلطه مالی دولت بر نظام بانکی و ایجاد استقلال واقعی بانک مرکزی برای کنترل پایه پولی، یکی از کلیدیترین اصلاحات مورد نیاز است. دولت باید از تامین مالی کسری بودجه از طریق استقراض از بانک مرکزی دست بردارد و مسیرهای پایدار و غیرتورمی برای تامین مالی بیابد.
همچنین اعمال استانداردهای سلامت بانکی، بهویژه در حوزه کفایت سرمایه و مدیریت ریسک، به تقویت اعتماد عمومی به نظام بانکی و کاهش فرار سرمایه کمک میکند.
۳- مشکلات تامین مالی تولید: بخش تولید در ایران بهشدت از کمبود منابع مالی رنج میبرد. سهم بالای تسهیلات بانکی به بخشهای غیرمولد، نرخ بهره بالا و محدودیت دسترسی به منابع ارزی باعث شده واحدهای تولیدی نتوانند طرحهای توسعهای خود را اجرا کنند. از سوی دیگر، مالیاتگذاری سنگین بر بخش مولد، بهویژه در شرایط رکود، انگیزه سرمایهگذاری را کاهش میدهد.
🔺طراحی ابزارهای مالی جدید مثل بازار بدهی شرکتی، صندوقهای سرمایهگذاری جسورانه و تامین مالی زنجیرهای میتواند منابع مالی غیرتورمی جدیدی در اختیار تولیدکنندگان قرار دهد. باید توجه داشت که این اقدامات تنها زمانی موفق میشوند که با اصلاح سیاستهای پولی و بانکی و کاهش نرخ بهره واقعی همراه شوند.
از سوی دیگر، بازنگری در نظام مالیاتی و کاهش نرخ مالیات برای بخشهای مولد و تولیدی، بهویژه بنگاههای کوچک و متوسط، یک اقدام ضروری است.
۴-سیاستگذاری مالیاتی غیرمنعطف: نظام مالیاتی فعلی کشور نسبت به شرایط اقتصادی انعطافپذیری ندارد و در دورههای رکود همانند دورههای رونق، همان فشار مالیاتی را بر فعالان اقتصادی اعمال میکند. این وضعیت بهویژه برای بنگاههای کوچک و متوسط و کارآفرینان مضر است و مانع از رشد سرمایهگذاریهای جدید میشود.علاوه بر این، فرار مالیاتی گسترده باعث شده بار مالیاتی بهطور غیرعادلانه بر دوش فعالان شفاف اقتصادی بیفتد.
🔺بازطراحی نظام مالیاتی کشور باید بهگونهای که مالیاتستانی مبتنی بر چرخههای اقتصادی (رکود و رونق) باشد، میتواند به پایداری اقتصادی و کاهش فشار بر بخش مولد کمک کند. بهعنوان مثال، اعمال معافیتها و تخفیفهای مالیاتی در دورههای رکود و تشویق به سرمایهگذاری، ضمن حفظ درآمدهای مالیاتی در بلندمدت، به حفظ اشتغال و تقویت تولید کمک میکند.
همچنین، تقویت سیستمهای نظارت الکترونیک و کاهش فرار مالیاتی، عدالت مالیاتی را افزایش داده و منابع بیشتری برای توسعه اقتصادی آزاد میکند.
ادامه مطلب:
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4178772كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement