تفکر ضدتوسعه!

نقطه اوج این "نق های بی پایان" و نفی زمین و زمان در آثار علی شریعتی دیده می شد که الحق آیتی در پریشان گویی بود و هرجا مضمون کم می آمد ناسزایی هم نثار بورژوازی و لیبرالیسم و سرمایه داری می کرد. هرچند سخنرانی های او به دلیل وزن و قافیه اش، شاید بیشتر به کار اهل ادب و شب نشینی شعرا می آمد، حواریون ادیب! فقید اصراری غریب داشتند که تخیل را جای واقعیت بگیرند. به عنوان مشتی از خروار، زمانی گفته بود: "لیبرالیسم فرنگی که قانون جنگل را دوباره بر مردم بی پول و بی پناه حاکم می‌سازد و ضعیفان را طمعه اقویا، یعنی اغنیا…دموکراسی که چماق طلایی بورژوازی بود و بر کله فئودالیسم و چادر چاقچور این فاحشه پلید پولکی اما خوش زبان و شیرین حرکات و روشنفکر و اومانیسم که نقاب فریبنده امپریالیسم است و چنگال درنده‌ی سرمایه داری صنعتی که در جستجوی بازارهای تازه و مصرف کننده‌های تازه است". بدیهی است که از این "اشعار" نگاه مثبتی به بورژوازی و بازاری و صنعتگر و ... در نمی آید. مخاطبان این سخنان که کم هم نبودند، بیشتر وظیفه خود را "به هم زدن کافه سرمایه داری" می دانستند، تا چیز دیگر.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel

Comments

Be the first to add a comment