در جایی خوانده بودم كه: محكوم به مرگی يک ساعت پيش از مرگ می‌گويد يا می‌انديشد كه اگر مجبور می‌شد در بلندی يا بر فراز صخره‌ای زندگی كند كه آنقدر باريک باشد كه فقط دو پايش به روی آن جا بگيرد و در اطرافش پرتگاه‌ها، اقيانوس و سياهی ابدی، تنهايی ابدی و توفان ابدی باشد و به اين وضع ناگزير باشد در آن يک ذره فضا تمام عمر، هزار سال برای ابد بايستد، باز هم ترجيح می‌داد زنده بماند تا اينكه فوراً بميرد! فقط زيستن، زيستن و زيستن... هرطور كه باشد، اما زنده ماندن و زيستن.
عجب حقيقتی! خداوندا! چه حقيقتی! چه پست است انسان!
پس از لحظه‌ای افزود «اما آن کسی هم که او را به این سبب پست می‌خواند، خودش هم پست است ...

🖌#داستایفسکی
📕 جنايات و مكافات

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment