‍ معرفی کتاب عقاید النسا
 
محمدامین مروتی
 
کتاب عقاید النساء یا کلثوم ننه اثری طنزآمیز و انتقادی است که در دوره شاه سلیمان صفوی است درباره آداب، رسوم و باورهای عامیانه زنان در ایران به شمار می‌رود. امروزه این کتاب به عنوان یک منبع بسیار ارزشمند در حوزه مردم‌شناسی و فرهنگ عامه شناخته می‌شود.
نویسنده کتاب آقا جمال‌الدین خوانساری، از فقیهان شیعه در قرن  یازده و دوازده هجری (متوفی ۱۱۲۵ قمری) است.
هدف اثر: نقد و به سخره گرفتن خرافات، بدعت‌ها و دین‌داری عامیانه و قشری‌گری رایج در میان توده مردم و زنان آن دوران بوده.
 
کتاب با زبانی تقلیدگرایانه از متون فقهی نوشته شده است. در مقدمه کتاب، پنج زن به عنوان «علمای بزرگ زنان» معرفی می‌شوند که احکام ساختگی و خرافی به آن‌ها نسبت داده می‌شود:
به عنوان مثال در مقدمه کتاب درنام بردن از اسامی علما و فضلا و فقها و فضیلت آنها آمده است:
«بدانکه افضل علمای زنان پنج نفرند: اول بی‌بی شاه زینب، دوم کلثوم ننه، سوم خاله‌جان‌آقا، چهارم باجی یاسمن، پنجم دده بزم‌آرا. و آنچه از اقوال آنها به دست بیاید، نهایت وثوق دارد و محل اعتماد است؛ و به غیر از‌ این پنج نفر، بسیاری نیز هستند که ذکر آنها موجب طول کلام می‌شود. بدانکه هر زنی که سنی داشته باشد و پیری و خُرافت او را دریافته باشد، دیگران به افعال او وثوق تمام دارند و هر زنی که خلاف فرمودة ایشان کند آثم و گناهکار باشد»
 
 
 
بخش دوم کتاب یعنی مرآت البلها اثر شریعتمداری نامی است که در آن مصداق بعضی از اصطلاحات عامیانه را بیان می کند. اصطلاحاتی که امروز اکثراً معانی و مصادیق جدیدی یافته اند. از آن جمله اند:
پفیوز به زبان فرانسوی (pouffiasse ) یعنی عوضی. یعنی کسی که به خاطر منافعش حاضره هر کاری بکنه.
اما در تداول عوام ، سست و ضعیف و بیکاره. پَه پَه. پخمه. چلمن.
قرمساق: قورم یعنی برایت جور کنم و منظورش دختر یا زنی است و کلمه ساق یعنی "بدوش" که می شود نوعی بی غیرتی و جور کردن زن خود برای دیگران.
برای پوشانیدن معنی زشت قرمساق، گاهی هم قرمدنگ یا قرم پف گویند.
چاچول: گزافه گو، حقه، فریب، کلک، مکر، نیرنگ، تزویر، دورویی، طرار، دزد، حقه باز، شارلاتان
جعلق: آدم بی سر و پا
 خاله زنک: شخص دارای رفتار و گفتار مبتذل ، سخن چین و پی گیر موضوع های بی اهمیت و غیرجدی.
یاردانقلی: آدم ناشناس ، کسی که هویت او مجهول باشد.
لندهور: به معنی پسر آفتاب ، چه لند به معنی پسر و هورآفتاب را گویند و نام پادشاهی بوده عظیم الشأن در هندوستان و اعتقاد برهمنان آن است که چون نیر اعظم به مادر او نظر کرد او حامله شد و فارسیان به این سبب او را لندهور خوانند. ( برهان )
 
منبع:
عقایدالنسا و مرآت البُلها، نشر کتابخانه طهوری
 
15 شهریور 1405

Comments

Be the first to add a comment