امروز سخنان سید محمد خاتمی، رئیس جمهوری سابق ایران، درباره ضرورت شرکت مردم در انتخابات در فضای مجازی منتشر شد.
او با تأکید بر این که «انتخابات نباید تحریم شود» گفت «اصلاحطلبان و مردمِ ناراضی باید فداکاری و از خودگذشتگی کنند و به خاطر ایران پای صندوقها بیایند تا جلوی خطر اصلی گرفته شود».
آقای خاتمی با بیان اینکه «اشتباه بزرگ این است که خودمان براندازسازی کنیم»، از حاکمیت نیز خواست تا «حکومتِ آزادتر و دارای سعه صدر بیشتر نسبت به مردم را تضمین کند».
موضوع شرکت در انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی در اسفندماه ۱۳۹۸ یا تحریم آن، محل اختلاف برخی گروههای اصلاحطلب در چند ماه اخیر شده است.
این سخنان در فضای مجازی با واکنش فعالان مدنی مواجه شد
بخشی از توییت محمدجواد اکبرین را میخوانیم:
اگر مردم بپرسند بیاییم که کدام «خطر اصلی رفع شود» چه میگویید؟ کدام خطر مانده که مردم به خاطر حضور ما اصلاحطلبان هنوز تجربهاش نکردهاند؟ سوال اساسیتر این است: کدام خطر، اصلیتر از نظامی است که اگر بتواند تقلب میکند و اگر نتواند، انتخابات را با دخالتِ مطلقه، بیاثر میکند؟
مجید توکلی هم نوشت:
رایدادن و رایندادن نیاز به تئوری دارد
اما برای آنها تئوری رایدادن فقط به شانسِ کسب قدرت تقلیل یافته.
خط قرمز آنها رایآوردنِ خودیهایشان است و نه انتخابات آزاد و دموکراتیک.
هاتف مطهری کاربر دیگری بود که در واکنش به خاتمی چنین نوشت:
اشتباه آقای خاتمی این است که فکر میکند اکثریت به «اصلاحات» معتقدند در حالی که مشارکت عموما برای «اعلام مخالفت با عملکرد حاکمیت» و «جلوگیری از بدتر شدن اوضاع» بوده است که حالا دیگر هیچ کدام موضوعیت ندارند.
کاربر دیگری به نام افخم نیز اینگونه نوشت:
فرمودهاند: «مردمِ ناراضی باید فداکاری و از خودگذشتگی کنند و به خاطر ایران پای صندوقها بیایند تا جلوی خطر اصلی گرفته شود»؛ ما اما تفسیر متفاوتی از «خطر اصلی» داریم.
به باور ما «ایران»، یک مفهوم مجرد و انتزاعی نیست که فقط حاکمان مصداقاش را تعیین کنند. ما «ایران» را در رضایت و امنیت و رفاه و شادی تکتک شهرونداناش متجلی میدانیم و در یک کلام باور داریم هیچ «ایران» واحد و منسجمی وجود ندارد، مگر آنکه ۸۰ میلیون ایرانی، احساس آزادی کامل و مشارکت مستقیم و بدون محدودیت در تعیین سرنوشت آن کنند. یک دشمن خارجی هرگز نمیتواند چنین تصویری از ایران را تهدید کند، اما شیوه علیل سیاستورزیهای داخلی چرا!
- برداشت شما همراهان از سخنان خاتمی چیست؟ آیا مایل به شرکت در انتخابات جمهوری اسلامی هستید؟
- آیا شما هم خط قرمز اصلاحطلبان را رایآوردن خودشان میدانید و نه برگزاری انتخاباتی آزاد و دموکراتیک؟
*
کارتون ورود خاتمی برای فرونپاشیدن نظام اثر بهنام محمدی
#محمد_خاتمی #انتخابات #اصلاحات #اصلاح_طلبان
@Tavaana_TavaanaTech
از کِی تا حالا ایران مساوی با چند تا فرقه ی تبهکار شده؟
"به جای پاسخگویی به خاطر "تکرار می کنم
های قبلی بساطِ نویی در انداخته، چقدر مسئولیت گریزی چقدر فریبکاری
خاتمى نماينده جناح خاصى از دزدان كلان جمهورى اسلامى است.
هردو جناح بظاهر چهره اى غير فاسد را در راس خود به نمايش مى گذارند تا مردم را بفريبند.
يكى خامنه اى و ديگرى محمد خاتمى
اپوزيسيون يا نادان است يا توجه ندارد كه بين باور و فلسفه وجودى مى تواند تمايزى اساسى وجود داشته باشد.
بين باور مسئولان جمهورى اسلامى و فلسفه وجودى تمايزى ١٨٠درجه وجود دارد و من معتقدم حتى خاتمى اعتقادى به اسلام هم ندارد و اين فريبكارى ناشى از اين مسئله است.
آخوندها همگی مفتخور و مرتجع هستند یعنی کار نمیکنند و درآمدشان از خمس و زکات و مال امام و اوقاف است. افکار ارتجاعیشان هم در این حد است که مثلاً با پای چپ باید به مستراح رفت. تمام این آخوندهای مفتخور و مرتجع را میتوان در سه دسته جا داد
دسته اول آخوندِ بیشیلهپیله: آخوندی که دنبال مقام سیاسی، ثروت اندوزی، یا توطئه علیه این و آن نیست، در حجره خود نشسته و مشغول مفتخوری و ترویج افکار ارتجاعی خود است. بعضی وقتها ممکن است منافع اسلام در جهت منافع مردم باشد و خیری به مردم یا کشور برسد. نمونهها در تاریخ معاصر: آیت الله نایئنی، خراسانی، و طباطبایی در عصر مشروطه، تا حدودی بروجردی در دورههای بعد (البته بروجردی در حق بهائیان ستمها کرد).
دسته دوم آخوند آدمکش: آخوندی که به خاطر اسلام آدم میکشد. مانند شیخ فضلالله نوری در عصر مشروطه (محمدعلی شاه با فتوای او شکم نمایندگان مجلس مانند جهانگیرخان صوراسرافیل را پاره کرد)، مانند نوابصفوی در سالهای بیست که بسیاری را ترور کرد، مانند خمینی که با چند خط، حکم اعدام هزاران زندانی که قبلاً دادگاه رفته بودند و حکم حبس گرفته بودند را صادر کرد. خلخالی که معروف همگان هست آخوند آدمکش بود. خامنهای و بسیاری از مقامات جمهوری اسلامی مانند فلاحیان، اژهای، پورمحمدی، دری نجفآبادی، ریشهری.... آدمکش اند و در این دسته قرار میگیرند
دسته سوم آخوند ......: چون دشنام بدی هست ننوشتم، اجازه بدهید به جایش بگویم آخوند بیشرف. آخوندی که هیچ معیار و اصولی ندارد. نه به عبا عمامه و اسلامش اعتقاد دارد، نه به مردم وفادار است، نه به کشورش. نمونهها: آیت الله سید عبدالله بهبهانی در عصر مشروطه. آیتالله کاشانی در سالهای بعد که مدتی از مصدق پشتیبانی کرد وقتی دید مصدق به حرفهای او گوش نمیکند از او فاصله گرفت و به شاه نزدیک شد، دور و برش هم پر بود از عرقخورها و لات و لوتها مثل رمضان یخی، طیب حاجرضایی و شعبان بیمخ. از آنطرف نوابصفوی جوجه آخوند بود و نمیتوانست حکم فتوای قتل بدهد، این آیتالله کاشانی بود که فتوای قتل و کشتار مخالفان را به نوابصفوی میداد، آخرسر هم اسناد کودتای ۲۸ مرداد بیرون آمد و مشخص شد که فقط ارتشبد زاهدی نبود که پول گرفت و کودتا کرد این کاشانی هم ده هزار دلار از بیگانگان گرفته و در کودتا علیه کشورش نقش داشته. این خاتمی هم از این آخوندهای بیشرف است، نه به اسلام باور دارد (سرچ کنید جوک عروسی حضرت فاطمه توسط خاتمی) نه به مردم و بیست میلیون رأیی که به او دادند وفادار بود، نه به کشورش. همین ماه رمضان گذشته سفارت انگلیس افطاری داد، مهمانها جمعی از نمایندگان مجلس و آخوندها بودند، خاتمی به محض خروج از سفارت مصاحبهای کرد و گفت حکومت فدرال بهترین نوع حکومت است، جلالخا لق!! عجب افطاری پر فیضی!! این خاتمی از آن آخوندهایی است که اگر رهبر بشود، یک سفارت آمریکا در ایران باز میکند، حجاب را اختیاری میکند، زنان را به ورزشگاه راه میدهد (نه اینکه من مخالف این تغییرات باشم) و بعد میگوید حکومت فدرال بهترین است و .... تا به خودمان بیاییم میبینیم مثلاً خوزستان سه سال است که پنهانی و بدون هماهنگی با دولت مرکزی یک قرارداد نفتی بسته، یا در ناحیه کردستان در فرمانداریهایشان دیگر پرچم خودشان را بالا میبرند، و از این دست مسائل. روحانی و بیشتر آخوندهایی که عنوان دکتر یدک میکشند در این دستهی آخوند بیشرف قرار میگیرند
همانطور که ما علم انگلشناسی، سرطانشناسی، میکروبشناسی، و ... داریم امیدوارم روزی هم در این کشور علم آخوندشناسی داشته باشیم و در دانشگاهها تدریس شود
شاید گورباچوف شود در نهایت باورم
نمیشود چون ایشان میداند که نمی تواند ...پس هزبلات میگوید