سوگوارانِ تو امروز خموش‌اند همه
که دهان‌های وقاحت به خروش‌اند همه

گر خموشانه به سوگِ تو نشستند، رواست
زان که وحشت‌زدهٔ حَشرِ وُحوش‌اند همه

باغ را اين تبِ روحى به کجا بُرد که باز
قمريان از همه سو خانه‌به‌دوش‌اند همه

ای هرآن قطره ز آفاقِ هرآن ابر، ببار!
بيشه و باغ به آوازِ تو گوش‌اند همه

گرچه شد ميکده‌ها بسته و ياران امروز
مُهر بر لب زده وز نعره خموش‌اند همه،

به وفای تو که رندانِ بلاکش فردا
جز به يادِ تو و نام تو ننوشند همه

«محمدرضا شفیعی‌کدکنی»

#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment