▪️توصیهای برای نویسندگان (قسمت یک)▪️ستگادین | چهارشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۸۵
همیشه از توصیه رایگان دوری کنید. توصیهای ارزشمند است که برایش پول بپردازید.
پیامهای بسیار زیادی از افراد معتبر و باهوش دریافت میکنم که شروع به نوشتن اولین کتاب غیرداستانی خود کردهاند. آنها سوالات بسیار مشابهی دارند. پس پنج ایده بزرگ خودم را تقدیم میکنم:
تضمین میکنم که با همه آنها همنظر نخواهید بود. خب، تجربه هر کس متفاوت است.
۱- لطفاً درک کنید که انتشار کتاب، یک سرگرمی(hobby) سازمانیافته و منظم است، نه یک تجارت.
انتظار بازگشت سرمایه و زمان برای نویسندگان و ناشران وحشتناک است. اگر برای پول کتاب مینویسید، ناراضی خواهید شد.
کتاب امکان میدهد تا یک ایده و یک برند را توسعه دهید. بقول معروف، افرادی که کتاب مینویسند، میدانند چه میگویند و کتاب به نوعی به آنها اعتبار میدهد.
۲- زمانبندی انتشار کتابها از حالتی احمقانه [در گذشته] به وضعیتی غیرواقعی [در زمان حال] تغییر یافته است.
قبلاً که جهان کمی آهستهتر حرکت میکرد، انتظار یک سال یا بیشتر برای انتشار یک کتاب، عالی نبود ولی قابل تحمل بود. امروزه، با وجود شتاب سریع سایر رسانهها، انتشار کتاب، همچنان یک سال یا بیشتر زمان میبرد. پس باید نگران عمر مفید ایدهتان باشید.
۳- چیزی تحت عنوان تبلیغ موثر کتاب توسط یک ناشر وجود ندارد.
کتاب «هریپاتر» تبلیغ شد. کتاب «
اقتصاد ناهنجاریهای پنهان اجتماعی» هم همینطور. اما پارسال از بین ۷۵,۰۰۰ عنوان کتاب، تنها حدود ۱۰۰ عنوان توسط ناشران به طور موثر تبلیغ و بازاریابی شدند. این یعنی یک شکاف خیلی بزرگ.
این شکاف پر نمیشود مگر با تلاش ناشر. انتشار یک کتاب، چیزی نیست جز یک فرصت مقبول اجتماعی برای تبلیغ مکرر خودتان و ایدههایتان به گروه زیادی از مخاطبان.
اگر شما این کار را نکنید، هیچ کس دیگری نخواهد کرد. اگر قادر به تبلیغات وسیع تلویزیونی نیستید بهتر است بیخیال انتشار کتابتان شوید. اگر این امکان را ندارید که پیش از انتشار کتاب، پایگاهی مجاز از هزاران نفر مخاطب، یک وبلاگ محبوب یا هزاران کارمند یا... داشته باشید، آنوقت برای کسب این امتیازات، همزمان با شروع کار روی کتاب خیلی دیر شده است.
در ضمن، متن پشت جلد(blurbs) باعث فروش کتاب نمیشود. حتی با بهترین متن هم اگر سایر کارها را انجام ندهید کمکی نمیکند.
۴- تهیه کتاب هزینه دارد و کاربر باید کتاب را بخواند تا ایده کتاب پخش شود.
مشکلی واضح و واقعی. هزینه تهیه کتاب، مانع گسترش ایده شما میشود. یعنی بسیار کندتر از یک الگوی رفتاری آنلاین منتشر میشود چون اول باید کسی کتاب را بخرد. بعلاوه، واقعیتی روبهرشد (و غم انگیز) این است که مردم از خواندن کتاب متنفرند. اغلب مردم با افتخار به من گفتهاند که سه فصل از کتاب من را خواندهاند! فقط سه فصل!
۵- نشر کتاب، کاری شبیه سرمایهگذاری پرخطر است نه چاپ کاغذ.
چاپ کتاب خیلی خیلی آسان و کمخرج است. البته میتوانید ویراستاران و طراحان حرفهای استخدام کنید تا کتابی دقیقاً مانند کتابهای «
رندم هاوس» باشد.
آنها سرمایهگذار هستند. آنها با صرف زمان بر روی خلق کتاب و فروش آن سرمایهگذاری میکنند و مثل تمام سرمایهگذاران پرخطر، انتظار بازگشت سرمایه با سودی بزرگ را دارند.
اگر برای ادامه زندگی به مبلغ پیشپرداخت نیاز دارید، انتخاب ناشر، نقش اساسی برای شما ایفا میکند. از طرفی، اگر مانند اکثر نویسندگان غیرداستانی هستید یعنی برای شما ارزش پخش ایدهتان ارزشمندتر از دریافت پول پیشپرداخت است پس فرقی نمیکند ناشر کیست.
خب، حالا بهترین توصیه من به شما چیست؟
یک دارایی برای خودتان بسازید. دارایی شما عبارت است از تعداد زیادی از افراد تأثیرگذار که وبلاگ شما را میخوانند یا ایمیلهای شما را میخوانند یا برنامه تلویزیونی شما را تماشا میکنند یا عاشق رستوران شما هستند یا... یا...
سپس، ایده خود را در قالبی قرار دهید که به سرعت گسترش یابد. این میتواند در قالب یک کتاب الکترونیکی (رایگان) یا یک جزوه باشد (یک جزوه ارزان مثل
Joy of Jello که میلیونها میلیون نسخه به قیمت یک دلار یا کمتر فروخته است).
سپس، اگر ایده شما گرفت، میتوانید هدایایی(souvenir edition) به مخاطبانتان بفروشید که یادآور کتاب شماست [ مثل تیشرت، لیوان قهوه، جاکلیدی و ...]
و حالا نوبت میرسد به کتاب. چیزی که مردم در قفسه خود نگه میدارند یا به امانت میدهند یا از کتابخانه میگیرند. کتابها فوقالعاده هستند (من خودم کتابهای خیلی زیادی دارم!) اما کتاب، لزوماً بهترین وسیله برای گسترش ایده شما نیست.
و البته نکته جالب، اصلی و خندهدار قضیه این است که اگر همه این کارها را انجام دهید، شما به ناشر نیاز نخواهید داشت. این ناشر است که شما را میخواهد! ناشران بهترین تعامل را با چنین نویسندگانی انجام میدهند.
قسمت دو.