با درود بانو آزاد گرامی

اگر انتظار تغییر و سرنگونی رژیم را توسط اپوزیسیون داشته باشیم، اپوزیسیون را میتوان به دو دسته تقسیم کرد، اپوزیسیون خارج از کشور و اپوزیسیون درون ایران.

در درون کشور انتظار تشکیل یک اپوزیسیون را کمی غیرواقعی می‌توان دید. این رژیم هر حرکت و تشکلی را که خود بنا نگذاشته باشد، بسرعت و بشدت سرکوب و از کار می اندازد و رهبران چنین تشکیلاتی را بزندان انداخته و یا در حصر نگاه می‌دارد. بنابراین انتظار چنین مولودی در جمهوری اسلامی کمی غیر واقعی یا حداقل در زمان کنونی غیر قابل تصور میباشد.

اپوزیسیون خارج از کشور اما مشکلات پیچیده تری داشته و خواهد داشت. زمانی که ما از اپوزیسیون خارج از کشور صحبت میکنیم نگاه‌ها نخست به دو جبهه معطوف میشوند، مجاهدین و سلطنت طلبان و یا مشروطه خواهان.  این دو گروه با تضاد آرمانی و تاریخی خود هرکز به یک مخرج مشترک نخواهند رسید و به تنهايي هم دردی را درمان نکرده و نمیکنند. نگاه سوم نیز به جمهوری خواهان معطوف می‌گردد. این دسته از مخالفین و براندازان در حالت جنینی قرار داشته و کم کم در حال شکل گرفتن و به اجماع رسیدن می‌باشند. بدلیل پراکندگی زیاد و عدم یافتن نقاط مشترک این دسته از مخالفین انتظار شکل گیری و سازماندهی یک جبهه قوی و متشکل از این جناح در آینده نزدیک بعید بنظر میرسد. سخت ترین سد راه این جناح ترس آنها از کمرنگ شدن نامشان در یک تشکل بین المللی میباشد، اگرچه بصورت جزیره ایی با همدیگر در تماس بوده ولی برای رسیدن به یک تشکل قوی و منسجم هنوز راه زیادی در پیش رو داشته و با توجه به سراشیبی سقوط رژیم احتمال بدست گرفتن رهبری مخالفین جمهوری اسلامی در راستای سرنگونی حتی در سالگرد مهسا ژینا امینی توسط اپوزیسیون خارج کشور بسیار ضعیف میباشد.

سایر تشکل‌های خارج از کشور نیز بدلیل ضعفهای ساختاری و قدرت نفوذ افراد جمهوری اسلامی در تمام این گروه ها عملا به شبه جزایر کوچکی تبدیل شده که نه را پس داشته و نه راه پیش.

اما در داخل ایران موج خشم و طغیان ملی مرتبا در حال گسترش میباشد. شدت فشارهای رژیم و شتاب نابودی اقتصادی و زیست محیطی جو داخل را چنان متشنج کرده، که دیگر حتی طرفداران پروپاقرص رژیم حتی برای خانواده های خود جز وابستگی شدید مالی به رژیم هیچگونه دلیلی برای بقای رژیم نداشته و نخواهند داشت.  در چنین وضعیتی رژیم حتی برای سرکوب نمی‌تواند به نیروهای خودی اعتماد کند و این امر استفاده از نیروهای سرکوب غیر ایرانی را در خیزشهای مختلف به رژیم تحمیل می‌کند. در چنین شرایطی اولین قربانیان رژیم می‌توانند خود نیروهای سرکوبگر متمرد باشند.

البته بسیار بعید بنظر میرسد که تنها با ابزار سرکوب این رژیم توانایی اداره کشور را داشته باشد.
سقوط این رژیم در هر صورت حتمی و غیرقابل کنترل است.

اما مهمترین پرسش در اینجا اداره کشور پس از سرنگونی بدست چه کسانی خواهد افتاد. با توجه به شرایط کردستان و بلوچستان می‌توان متصور بود که در این دو استان کشور و شاید استان‌های همجوار با نوعی حکومت‌های منطقه ایی مستقل بتواند در کوتاه مدت به رتق و فتق امور منطقه ایی بپردازند. اما سایر مناطق ایران دستخوس آشوب و سردرگمی خواهند گردید.
ما در نقطه صفر بصورت قطعی شامل هرج و مرج و غارت موزه ها و سرمایه های ملی توسط نیروهای داخلی و خارجی خواهیم بود، سرمایه هایی که بازگشت ناپذیر از ایران خارج خواهند شد.

من سالهاست که با نهایت خضوع و فروتنی از تمامی مخالفین رژیم خواستار تشکیل یک جبهه ملی و فراجناحی برای نقطه صفر بوده و هستم. کشور ما ایران امروز آماده هرگونه جایگزینی میباشد ولی ما باید بت های عقیدتی و فردی خود را شکسته و تنها ملت و کشورمان را دریابیم.
مجاهد، سلطنت طلب و جمهوری خواه همه فرزندان همین کشوری هستند که ما برای آزادی آن در تلاشیم. ما شیپور را نباید از سر گشادش بزنیم. ایران امروز تنها یک راه پیش رو دارد، وحدت ملی.
من به تمام نیروهای مخالف جمهوری اسلامی یک شعار ابتدای انقلاب را یادآور میشوم.

خمینی بت شکن
بت شده ایی خود شکن

نیروهای اپوزیسیون امروز با بت کردن خود عملا به بزرگترین سد راه سرنگونی تبدیل شده اند.
این نسل نه نیاز به یک نفر و نه یک گروه خاص دارد، این نسل نیاز به افراد صادق و از خودگذشته دارد که هر آن و در صورت نیاز کنار رفته و راه را برای نسل جوان باز بکنند. ما باید با زیر پا گذاشتن فردیت و خود محوری جناحی به یک اپوزیسیون فراجناحی تبدیل شده و با صداقت و کنار گذاشتن آگاهانه ترفندهای سیاسی حذف یکدیگر بزرگترین سد راه سقوط جلادترین و خبیث ترین رژیم تاریخ ایران را از بین ببریم. در آینده ای نزدیک و پس از سرنگونی تمام حرکات ما در این شرایط توسط نسل جوان و ملت ما نقد خواهد شد.

با احترام
مهرداد پوشایی

💎 @iranyarannetwork1398

Comments

Be the first to add a comment