This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برمان گردان دنیا 
به روزگاری که هنوز
مردگان زیادی را
از نزدیک نمی شناختیم. 
مرگ
به اندازه‌ی بستگان دور همسایه
دور بود.
به روزگاری که ترانه‌های حزن‌آلود
کسی را به یاد کسی نمی‌انداختند.
عطرها
آدم‌ها را به یاد آدم نمی‌آوردند
و در هر گوشه‌ی این شهر
خاطره‌ای که پوست دل را بکند
کمین نکرده بود...

چون همیشه خودمانیم که باید مرهم بر دردهایمان بگذاریم ...
بی‌عَزم مشترک هرگز این درد درمان نمی‌شود .
ایران دیگر نَفَس ندارد.

@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment