✳️ درس هایی از مدیریت بحران غار تام لوانگ تایلند

✅ حادثه نجات از غار تام‌لوانگ در سال ۲۰۱۸ تایلند، یکی از آموزنده‌ترین نمونه‌های واقعی مدیریت بحران در جهان معاصر به شمار می‌آید.در اواخر ماه ژوئن آن سال،دوازده پسر نوجوان بین ۱۱ تا ۱۶ سال، اعضای یک تیم فوتبال محلی، به همراه مربی ۲۵ ساله خود پس از تمرین وارد مجموعه غار تام‌لوانگ نانگ‌نون دراستان چیانگ‌رای شدند. آنچه در ابتدا یک تفریح کوتاه و بی‌خطر به نظر می‌رسید،به‌سرعت و در اثر باران‌های موسمی شدید به بحرانی مرگبار تبدیل شد بارندگی ناگهانی موجب بالا آمدن آب درون غار و مسدود شدن مسیر خروج شد و این گروه سیزده‌نفره را در فاصله‌ای بیش از چهار کیلومتر از دهانه غار گرفتار کرد. برای بیش از دو هفته نگاه جهانیان به این نقطه از تایلند دوخته شد؛جایی که مقامات دولتی، نیروهای نظامی، داوطلبان محلی و تیمی بین‌المللی از متخصصان،بازمان،طبیعت و عدم‌قطعیت می‌جنگیدند تا جان این سیزده نفر را نجات دهند
▪︎بحران به‌صورت تدریجی و در چند مرحله شکل گرفت و هر مرحله بر پیچیدگی وضعیت افزود.در ابتدا وقتی کفش‌ها و دوچرخه‌های بچه‌ها در ورودی غار پیدا شد،امیدواری‌هایی وجود داشت که آن‌ها شاید از مسیر دیگری خارج شده باشند یا در نزدیکی دهانه غار پناه گرفته باشند.این مرحله از بحران با ابهام اطلاعاتی همراه بود؛ وضعیتی که در بسیاری از بحران‌ها دیده می‌شود و باعث تأخیر در تعریف دقیق مسئله می‌ شود.با پیشروی تیم‌های جست‌وجو، مشخص شد که بخش‌های وسیعی از غار کاملاً زیر آب رفته و راهروهای باریک به تونل‌هایی تاریک، پراز جریان آب و بسیار خطرناک تبدیل شده‌اند.دید تقریباً صفر بود، مسیرها پیچیده و نامشخص، و سطح اکسیژن در برخی حفره‌ها به‌طور نگران‌کننده‌ای کاهش یافته بود.در این مرحله، بحران از یک عملیات جست‌وجوی ساده به یک وضعیت پیچیده بقا و نجات بلندمدت تبدیل شد
▪︎یکی از مهم‌ترین درس‌های مدیریتی این حادثه،نحوه تعریف و بازتعریف مسئله در طول زمان است.در روزهای نخست،پرسش اصلی این نبود که «چگونه آن‌ها را نجات دهیم»،بلکه این بود که «آیا زنده هستند وکجا قرار دارند».زمانی که دو غواص غارنورد بریتانیایی،جان ولنتن و ریک استنتون، در دوم ژوئیه پس از ۹ روز جست‌وجو موفق شدند گروه را زنده پیدا کنند، بحران وارد مرحله‌ای کاملاً جدید شد کشف زنده بودن آن‌ها هم‌زمان امیدبخش و هراس‌آور بود. حالا مسئله روشن‌تر اما دشوارتر شده بود: چگونه می‌توان سیزده انسان، که برخی حتی شنا کردن بلد نیستند، رااز یکی از خطرناک‌ترین سیستم‌های غاری جهان خارج کرد، آن هم در شرایطی که بارندگی ادامه دارد و وضعیت هر لحظه ممکن است بدتر شود
▪︎مدیریت بحران به‌ندرت گزینه‌های ایده‌آل پیش روی تصمیم‌گیرندگان می‌گذارد و این حادثه نمونه‌ای روشن از تصمیم‌گیری در شرایط محدودیت شدید بود سناریوهای مختلفی بررسی شد. یکی از گزینه‌ها، صبر کردن تا پایان فصل باران‌های موسمی و پایین آمدن سطح آب بود؛ گزینه‌ای که به دلیل کاهش اکسیژن، ضعف جسمی بچه‌ها و احتمال سیل‌های ناگهانی، بسیار پرخطر تشخیص داده شد پیشنهاد دیگر، حفر یک چاه عمودی از بالای کوه به محل استقرار بچه‌ها بود،اما پوشش جنگلی متراکم، ناهمواری زمین و عدم قطعیت درباره موقعیت دقیق آن‌ها،این راه‌حل را زمان‌بر و غیرقابل‌اعتماد می‌کرد. در نهایت پرریسک‌ترین اما کنترل‌پذیرترین گزینه انتخاب شد: خروج تدریجی بچه‌ها از مسیرهای زیرآبی با کمک غواصان حرفه‌ای
نکته کلیدی این تصمیم آن است که این روش به دلیل «ایمن بودن» انتخاب نشد، بلکه به این دلیل انتخاب شد که در مقایسه با سایر گزینه‌ها،کم‌خطرتر بود. این تمایز برای مدیران بحران بسیار حیاتی است.
▪︎در بحران‌های واقعی هدف حذف کامل خطر نیست،بلکه انتخاب گزینه‌ای است که کمترین پیامد فاجعه‌بار را در میان گزینه‌های بد موجود داشته باشد. مقامات تایلندی، به‌ویژه فرماندار نارونگساک اوسوتاناکورن، آگاهانه مسئولیت اخلاقی و حرفه‌ای این تصمیم را پذیرفتند تصمیمی که می‌توانست به مرگ افراد منجر شود،اما تعلل یا بی‌تصمیمی احتمالاً پیامدهای بدتری داشت
▪︎درس مهم دیگر، هماهنگی میان سازمان‌ها، کشورها و فرهنگ‌های مختلف است بیش از ده هزار نفر در این عملیات مشارکت داشتند: نیروهای ویژه نیروی دریایی تایلند، پلیس، ارتش مهندسان،تیم‌های پزشکی، غواصان حرفه‌ای از بریتانیا، استرالیا،آمریکا و سایر کشورها، و داوطلبان محلی در بسیاری از بحران‌ها،چنین تنوعی به سردرگمی و تعارض منجر می‌شود،اما در اینجا ساختاری نسبتاً شفاف برای فرماندهی ایجاد شد.مقامات تایلندی کنترل کلی عملیات را حفظ کردند،اما در تصمیمات فنی به متخصصان واقعی میدان دادند.این توازن میان اقتدار مرکزی و اعتماد به تخصص، از بروز رقابت‌های مخرب و تصمیمات شخصی جلوگیری کرد

Comments

Be the first to add a comment