Nosrat Rahmani _ Dar Atr Eshgh
DelAhangaan نصرت رحمانی در عطر عشق
📃 شعر و صدای نصرت رحمانی
در عطش عشق
آهنگ: مجید انتظامی

و آب بود که می‌رفت
کوچه خلوت بود.
صدای قلب تو آری
صدای قلب تو پاشید بر در و دیوار
و عطر سوختن اشک و عشق و شرم و شتاب
میان بندبند کهنه‌ی دیوار آجری گم شد.
فضای کوچه‌ میعاد
طنین خاطره‌ی ضربه‌های گام تو را
به ذهن منجمد سنگفرش امانت داد.
و آب بود که می‌رفت
ثقیل می‌آید. چرا؟
که سنگ کوچه‌ی بی‌انتظار اگر بودی
سخن روال دگر داشت.
به آب بوسه زدی
خنده در شکاف لبت آب گشت،
جاری گشت.
چه می‌توانم گفت؟
دوباره پرسیدم

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment