اگر رژیم ج.ا را توتالیتر بدانیم و موفقیت توتالیتاریسم بدون پشتوانه عظیم تودهای ممکن نباشد، میشود گفت انقلاب ۵۷ تجلی اراده عمومی روسویی (volonté générale) ملت ما و به یک تعبیر «مردمیترین» حکومت تاریخ ایران بود. مردم، سال ۵۷ «جمهوری» نمیخواستند، «جمهوری اسلامی» میخواستند.
اگر به گفتمان سیاسی مصدق-جبههملی دقت کنید میتوانید نطفه اولیه ج.ا را در آن ببینید: ستیز با سنت پارلمانتاریستی و تلاش برای اعمال مستقیم حاکمیت ملی بدون نهاد میانجی. به همین دلیل بود که انقلابیون ۵۷ به خودشان «حق» دادند میثاق ملی ایرانیان (قانون اساسی مشروطه) را دور بریزند.
میخواهم نتیجه بگیرم مبنای «جمعگرایانه» مفاهیم مبهمی مانند «حاکمیت ملی» باعث میشود که یا از روبسپیر سر دربیاوریم یا هیتلر و خمینی. قدری چالشبرانگیز: وجود نهادهای سیاسی(مانند پارلمان) و تمهیدات چک و بالانس سیاست(مانند تفکیک قوا) برای جلوگیری از اعمال یکدست حاکمیت ملت است!
در پرتو چنین نگرشی میتوان فهمید چرا در ۴۰ سال گذشته ج.ا، از نهاد/دولت سازی فرار کرده و تلاش میکند که به صورت یک نهضت انقلابی باقی بماند. تنها در این صورت است که این حکومت غیرعادی میتواند حاکمیت ملی(بخوانید بسیج تودهها) را پشتوانه ستیز با نظم وستفالیایی جهان مدرن قرار دهد.
تکمیلی: به تفاوت بنیادین دموکراسی نهادی با دموکراسی خلقی دقت کنید. تجربه تاریخی ما از دموکراسی نه قانونسالاری آنگلو-آمریکن که مردمسالاری (این واژه را آریانپور مارکسیست معادل دموکراسی ترجمه کرد) است. بارزترین مصادیق آن: رفراندوم ۶ مرداد ۱۳۶۸ و پلهبیسیت ۱۹ مرداد ۱۳۳۲
درد مشترکپ.ن: «ارادهٔ عمومی روسویی» در واقع اشاره به نظر ژان ژاک روسو دارد که معتقد بوده است ارادهٔ عمومی از طریق تصویبِ قوانین، منافع عمومی را تأمین میکند.
«نظم وستفالیایی» اشاره به پیمان وستفالی دارد که پیامد آن برابری ملل و دول در حقوق بینالملل و همچنین به رسمیت شناختن حق حاکمیت ملی برای هر دولت است.
«پلهبیسیت» هم صورتی از همهپرسی است که افراد در آن با رأی مستقیم به پرسشی مشخص پاسخ میدهند.
____@ajibzad
اون زمان معلوم نبود که جمهوری اسلامی یعنی این