واژه وشعر وغزل شمشيرم
با قلم من انتقام می گیرم
تو که چوپان دروغگو هستى
من ولى خاك وطن را شیرم
كار تو جنگ و چپاول خائن
عشق و آزادى بود تدبيرم
حرص قدرت آخرش نابودى
از ستم ها اين شده تفسيرم
تو حکومت من شهامت دارم
تو تفنگی من به پا زنجیرم
فکر کردی چه شود بعداز مرگ؟
جاودانه تو و من می میرم؟!
چشم اميد به رهايى دارم
گر چه دست بسته ی این تقدیرم
#جای_معلم_زندان_نیست
@SepehrAzadi