#پیام_ارسالی از همراهان کانال
@flithدر تمام این روزهای پر التهاب در زیر آتش و جنگنده و بمب و ... همچون بسیاری از شهروندان این شهر، در تهران ماندم با آنکه قلبهای آکنده از مهر عزیزترین دوستانم در جای جای ایران به رویم گشوده بود
با آنکه لحظه ای نبو که از دوستی، خویشاوندی و یا تنی فرسنگ ها دورتر، پیامی نداشته باشم
در قلب تهران با تمام صداهای دهشتناکی که هر دم بر شدتشان و نزدیکی موقعیت مکانی اش افزوده میشد ماندم
ماندنم نه از جنس شجاعت و جسارت بود و نه از آن روی دیگرش حماقت
ماندنی در سکوت بود، در تماشا، تماشای محض، دنبال کردن اخبار در هر کانال خبری و هر پلتفرمی
ماندنی از جنس نظاره گر بودن
نظاره گر بودن بر تمام آنچه که در تمام این سالها به نام اقتدار و عزت و سربلندی و توان نظامی و تسلیحاتی و نیروی اطلاعاتی و اشراف ما بر هر جنبده ای و ... به یکایک ما حقنه شد
نظاره گر بر چرخش جانانه تمام احزاب چپ جهان وطنی که هر ملی گرای و میهن دوستی را فاشیست می نامیدند، به سوی اتحاد ملی زیر پرچم جمهوری جنایتکار اسلامی
نظاره گر بر تمام آنهایی که در این سالها جز به رفتن جمهوری اسلامی راضی نبودند و اکنون در میان این جنگ از بیم جان و آنچه به عنوان مال با هزاران زد و بند اندوخته بودند، در آغوش جمهوری جنایتکار اسلامی مامن و ماوا برگزیدند
نظاره گر بر تمامی شایعه ها
از گزینش های از پیش تعیین شده و علم شده و تلاش در حقنه کردن جنایتکاری نا آشناتر به این ملت
در گذار از این حکومت به شکل مثلا مسالمت آمیز و افتادن در چاه عمیق و بی بازگشت فرزند خلف جمهوری اسلامی یعنی اصلاحات
سکوت کردم و خواندم و گوش دادم و دنبال کردم تا شاهد تحقق آن رویای دیر هنگام یکایکمان باشم
نظاره گر بر ویرانی تمام زیر ساخت های سرکوب و جنایت و شقاوت این رژیم
نظاره گر بر فرو ریختن آن نمای پوشالی و دروغین بر اقتدار نظاره گر سقوط آن هیمنه پوشالی و تهی یک حکومت تا بن دندان مسلح و جنایتکار
ایستادم و ایستادیم تا نظاره گر به باد رفتن تمام آنچه که از جان و زندگی و مال و توان و آینده و امنیت و ... یکایکمان سالها در هر رسانه و تریبون و بوق هر بوقچی بود باشیم و با این حال با چشمانی اشک اندود، با شوق نظاره گر هر لحظه اش بودیم و هر دم امیدوارتر رخدادی کنونی
رخداد غیر قابل پیش بینی و پیچیده ای نبود
ایدئولوژی، نگاه سیاسی، اکت جمهوری اسلامی در تمام حوزه های داخلی و منطقه ای در تمام این سالها به ویژه این چند سال گذشته، چیز چندان پیچیده و غیر قابل تحلیلی نبود که بیش از آنکه نیاز داشته باشیم، توسط هر رسانه ای به ما تحلیل گر مسائل سیاسی حقنه کنند
ایدئولوژی کاملا مشخص، رفتاری کاملا مشخص و در یک سو و گام برداشتن در مسیر نابودی خود و مردم ایران
رخدادی که دیر یا زود به وقوع می پیوست رخدادی که پس ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و دومینوی سقوط حکومت های جنایتکار خاورمیانه اجتنابی از آن نبود.
جمهوری اسلامی قربانی آن نگاهی شد که سالها بر آن نگاه و گفتمان ایستاد
قربانی همان سیاست شهروند اطلاعاتی ساز، قرار دادن مردم در برابر هم به بهای حفظ ایران اسلامی، خزیدن حتی در دل کهن الگوهای این سرزمین و نزدیک شدن به گفتمان غالب مردم
ساخت ده ها برنامه و دعوت از ده ها تحلیل گر به ظاهر ممنوع الکار ممنوع التصویر در هر مدیای خودی و تلاش برای ماندن یا گذار و خزیدن در دامان فرزند خلف خود
فرجام آنچه که جمهوری اسلامی به واسطه سرکوب گسترده مردم، فروش نفت و بهره گیری از منابع طبیعی و قدرتمند کردن بازوهای سرکوب خود در منطقه و داخل ایران، ساخته بود، حتی توان هسته ای که تمام زندگی و جوانی، آینده و هستی یکایک ما را بر آن قمار کرد، در چشم بر هم زدنی به دستان خودش نابود کرد.
اکنون اما آن هنگامه تردید و نا امیدی و سرگشتگی و ... نیست
آن هنگامه بزرک محقق شدن رویای دیرینه یکایک ماست
یادمان باشد
قرار نبود در یک نبرد هیچ نیروی خارجی، آزادی و آبادی و آبادانی را در سینی نقره فام دو دستی پیشکش ما کند و پس از آن آلترناتیو محبوب من و تو را سوار بر هواپیما بر خیابان های مزین شده به گل و گلاب و ... پیاده کند و منجی این فلاکت ۴۰ و اندی ساله باشد
قرار نبود کسی تمام تسلیحات نظامی اش را با میلیون ها دلار بودجه نظامی، انسانی و استهلاک جنگی و ... را فدای ما کند و در نهایت هزینه ساخت زیرساخت ها و تسلیحات نظامی و ... ما را بپردازد و ما را از تنگدستی و اقتصاد فروپاشیده و تمام مشکلات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و نوچه های حکومتی و تک صدایی و اصلاحات و چپهای جهان وطنی و هر جنبده خطرناک خطر آفرین در امان بدارد...