◾خطاهایی در شخصیتپردازی ◾ستگادین ۱۱ فروردین ۱۴۰۰
«خورشید سعی میکند از پشت ابرها بیرون بزند.»
«ویروس دوست ندارد مردم در خانه بمانند و از بقیه فاصله بگیرند.»
«کامپیوتر انتظار نداشت آن جمله را تایپ کنی.»
البته که خورشید، ویروس و کامپیوتر، انسان نیستند. و در واقع
ژنها خودخواه نیستند. اطلاعات جدید نشان میدهند که ما واقعاً صاحب Lizard Brain هم نیستیم.[ نام قدیمی سیستم لیمبیک مغز که تصور میشد مسئول عواطف، اعتیاد، خلقوخو، ترس، جنگ و... است.م ]
این نوع شخصیتپردازیها خطا محسوب نمیشوند. اگر بتوانیم تصور کنیم چیزهایی که انسان نیستند، انگیزهها و ترجیحاتی مثل ما دارند، آسانتر پیشبینی میکنیم که چه میخواهند بکنند.
دو مسئله پیش میآید:
اول اینکه ثابت شده است که انگیزههای انسانی، پیشبینیکنندههای خوبی نیستند. برای مثال، تصور انسانها از اینکه رویدادها، توسط تعدادی چند از انواع بیربط و خاص از خرافات و داستانها اتفاق میافتند.
دومی مشکلسازتر است. وقتی پیش میآید که ما کارهای دیگران را شخصی میکنیم و تصور میکنیم آنها فقط یک انسان نیستند، بلکه آنها خود ما هستند. عبارت «اگر جای شما بودم...»، همیشه پیشبینیکنندهی مفیدی نیست. چون شما جای من نیستید و برعکس.
هرکسی گذشتهی خودش را دارد. سوگیریها و کارهای غیرمنطقی خودش را دارد. اگر شخصیتپردازی به ما کمک کند که پیشبینیهای هوشمندانهای دربارهی دیگران انجام دهیم، میانبر مفیدی است. ولی اگر فرض میکنیم تنها افرادی هستیم که حق با ماست، در اینصورت، شخصیتپردازی برای دیگران، یک تله است.
.